ولايت فقيه (مباني، ادله و اختيارات) - هادوى تهرانى، مهدى - الصفحة ٥٤
نظامها ارائه نمودهاند، به قوانين اين تطبيق، يا برخى از آنها، دست يافت و دانشى كه روابط ميان اجزاى نظام با سازوكار، را تبيين مىكند به دست آورد. اگر ما در اين تلاش كامياب باشيم، مىتوانيم آن مطالب را بخشى از يك دانش اسلامى بدانيم و به عنوان مثال، در حوزه سياست آنها را قسمتى از «علم سياست اسلامى» قلمداد كنيم.
بنابر اين، آنچه از منابع اسلامى مىتوان به دست آورد، به سه بخش قابل تقسيم است:
١. عناصر ثابت- توصيفى يا دستورى- كه اجزاى نظامهاى اسلامى، يا حقوق ناشى از آنها را تشكيل مىدهد. اين بخش با توجه به توضيحاتى كه پيرامون حقيقت دين و دين خاتم بيان شد، بخشى است كه بدون شك قابل استخراج از منابع اسلامى مىباشد و پس از به دست آمدن، راهنماى تمامى مسلمانان در سراسر تاريخ و در هر سرزمينى خواهد بود.
٢. عناصر متغيّر- توصيفى يا دستورى- مرتبط به موقعيت امامان معصوم «عليهم السّلام» كه اجزاى سازوكارهاى اسلامى در روزگار امامان معصوم «عليهم السّلام» و حقوق ناشى از آنها را تشكيل مىدهد. اين بخش نيز بدون شك قابل استخراج از منابع اسلامى است. ولى تنها در موقعيتى مىتواند مورد استفاده قرار گيرد كه درست مشابه موقعيت امامان معصوم «عليهم السّلام» باشد. به ديگر سخن، در موقعيتهاى مشابه موقعيت امامان معصوم «عليهم السّلام» سازوكارهاى