ولايت فقيه (مباني، ادله و اختيارات) - هادوى تهرانى، مهدى - الصفحة ٣٦
باشند و هيچگونه تعارض و تنافى ميان آنها نباشد. پس اگر ما در مقام اثبات مثلا"، عناصرى ناهماهنگ در نظام سياسى اسلام، يافتيم، اين ناسازگارى خود دست كم دليل بر بطلان يكى از اين عناصر و نادرست بودن آن و مطابقت نداشتن يافته ما با واقع، خواهد بود.
رابطه نظامهاى مختلف يك جهانبينى
از آنجا كه نظامهاى گوناگون يك جهانبينى همگى نتيجه منطقى آن عقيده در ساحتهاى مختلف حيات بشرند، و تمامى آنها صغريات يك كبرى و جزئيات يك كلّ تلقّى مىشوند، همگى با هم مرتبط و سازگار و همآهنگ مىباشند و مجموع آنها در واقع همه زمينههاى زندگى بشر را دربر مىگيرد. از اينرو، بسيارى از عناصر در نظامهاى گوناگون يك جهانبينى به هم نزديك، و بلكه تعابير مختلف يك واقعيت، هستند. از سوى ديگر، اين نظامها در «منظومه نظامها» جايگاه يكسانى ندارند و در جهانبينىهاى مختلف به اشكال گوناگون با هم مرتبط مىشوند. به عنوان مثال، در «منظومه نظامهاى اسلامى» اگر پنج نظام اساسى: نظام اجتماعى، نظام سياسى، نظام تربيتى، نظام حقوقى و نظام اقتصادى را در نظر بگيريم، به نتايج زير دست پيدا مىكنيم:
الف- نظام اجتماعى اسلام حاصل نظامهاى ديگر (سياسى، اقتصادى، حقوقى و تربيتى) است.