ولايت فقيه (مباني، ادله و اختيارات) - هادوى تهرانى، مهدى - الصفحة ١٢١
اگر بخواهيم نظريه مالكيت مشاع را كه به عنوان اساس فلسفه سياسى نوين مطرح شده است، در چند سطر خلاصه و خوانندگان را از پيچ و خم عبارت پر ادّعا و كممحتواى صاحب نظريه اخلاص كنيم، بايد بگوييم:
انسان از آن جهت كه جسمى جاندار و متحرّك به اراده است، هر عملى كه از او سر مىزند، يك پديده صرفا" طبيعى به شمار مىرود. اين انسان، به حكم طبيعت زنده و متحرّك خود، مكانى را كه بتواند در آنجا آزادانه زندگى كند، براى خود انتخاب كرده و از همين انتخاب طبيعى يك رابطه اختصاصى قهرى به نام «مالكيت خصوصى» براى وى به وجود آمده است. اين مالكيت خصوصى، به اقتضاى زيست در مكان خصوصى، انحصارى و به اقتضاى زيست در مكان خصوصى مشترك در فضاى بزرگتر، مالكيت خصوصى مشاع خواهد بود. اين دو نوع مالكيت، هم طبيعى است؛ زيرا به اقتضاى طبيعت به وجود آمده، و هم خصوصى است؛ زيرا هر كس به نحو مستقلّ داراى اين دوگونه اختصاص مكانى است. افرادى كه در اثر همين ضرورت زيست طبيعى در مجاورت يكديگر مكانى را براى زندگى خود انتخاب مىكنند، از همين دوگونه مالكيت خصوصى: انحصارى و مشاع، برخوردارند و چون تمام افراد همسايه با يك نسبت مساوى، عمل سبقت در تصرّف فضاى كوچك «خانه» و فضاى بزرگ «محيط زيست مشترك» را انجام دادهاند، به شكل فردى و مستقلّ حقّ مالكيت