راه نجات - قاسم اف، الياس - الصفحة ٥٤ - ١- روايات ابو طفيل از زيد بن ارقم
كتاب خدا و اهل بيتم هستند. سپس سه مرتبه فرمودند: آيا مىدانيد كه من بر مؤمنين اولى از خودشان هستم؟ مردم گفتند: آرى، فرمودند: هر كه من مولاى او هستم پس على نيز مولاى اوست.[١]
حاكم اين سند را به شرط شيخين صحيح دانسته، ولى ذهبى مىگويد: شيخين از محمد بن سلمه حديث روايت نكردهاند و سعدى و جوزجانى او را تضعيف كردهاند.
اما بايد گفت كه ابن معين محمد و برادرش را ذكر كرده و برادرش را تضعيف كرده، ولى در مورد محمد چيزى نگفته است.[٢] و ابن حبان او را ثقه دانسته[٣] و در صحيحش نيز از او حديث روايت كرده است و حاكم نيز حديث او را صحيح دانسته است. پس او ثقه است و جوزجانى خود ناصبى است و نمىتوان به سخن او اعتماد كرد و محدثان و علما در جرح و تعديل از نظرات سعدى نيز چندان استفاده نمىكنند و اين دليل كم ارزش بودن نظرات اوست.
١٧ و ١٨-
حدثنا ابو الحسين محمد بن أحمد بن تميم الحنظلى ببغداد ثنا ابو قلابة عبد الملك بن محمد الرقاشى ثنا يحيى بن حماد
[١] . مستدرك حاكم، ج ١، ص ١١٨، ح ٤٥٧٧.
[٢] . تاريخ يحيى بن معين، ج ١، ص ٣٦٣، ر ٢٤٤٨.
[٣] . الثقات ابن حبان، ج ٧، ص ٣٧٥.