راه نجات - قاسم اف، الياس - الصفحة ٥٢ - ١- روايات ابو طفيل از زيد بن ارقم
وال من والاه وعاد من عاداه! قال ابو الطفيل: قلت لزيد: أنت سمعت هذا من رسول الله (ص). قال: ما كان فى الدوحات أحد إلا وقد راى بعينه وسمع بأذنه ذلك!.
زيد بن ارقم مىگويد: در حجة الوداع همراه رسول خدا (ص) بوديم. چون به غدير رسيديم امر فرمودند تا جايى براى خطبه آماده كردند. سپس خطبه خوانده، فرمودند: گويا من دعوت شدم و پذيرفتم. همانا خداوند مولاى من است و من مولاى هر مؤمن و همانا من در بين شما دو چيز گذاشتم كه اگر از آن تبعيت كنيد هرگز گمراه نمىشويد و آن كتاب خدا و اهل بيتم هستند، و آن دو هرگز از هم جدا نمىشوند تا اينكه سر حوض بر من وارد شوند. سپس دست على را گرفته فرمودند: هر كه من مولايش هستم پس على نيز مولاى اوست. خدايا دوست بدار كسى را كه على را دوست دارد و دشمن بدار كسى را كه على را دشمن دارد! ابو طفيل مىگويد: به زيد گفتم: اين حديث را تو از رسول خدا (ص) شنيدى؟ گفت: هر كه در آن جا حضور داشت با دو چشمش آن حضرت را ديد و با گوشهايش اين سخنان را شنيد.[١]
سند اين حديث كاملا صحيح است.
[١] . انساب الاشراف بلاذرى، ج ١، ص ٢٨١ و ج ٢، ص ٣٥٦ و ٣٥٧.