راه نجات - قاسم اف، الياس - الصفحة ٤٤ - ١- روايات ابو طفيل از زيد بن ارقم
قال: فقلت لزيد بن أرقم: أنت سمعت هذا من رسول الله (ص)؟ قال: ما كان في الدوحات أحد إلا قد رآه بعينه وسمعه بأذنه قال الأعمش: وحدثنا عطية عن أبي سعيد الخدري مثل ذلك.
زيد بن ارقم روايت كرده كه چون رسول خدا (ص) از حجة الوداع برگشت و وارد غدير خم شد، دستور داد تا در زمين پهناورى فرود آمدند ومكانى براى خطبه آماده شد سپس برخاست وفرمود: گويا (به آن دنيا) دعوت شدم و پذيرفتم، من در بين شما دو چيز گرانبها گذاشتم كه يكى از آن دو كتاب خدا وديگرى اهل بيتم هستند، پس مواظب باشيد كه پس از من با آن دو چه خواهيد كرد. و آن دو هرگز از هم جدا نمىشوند تا (قيامت) سر حوض بر من وارد شوند. سپس فرمود: خداوند مولاى من و من مولاى هر مؤمن هستم. سپس دست على را گرفته فرمود: هر كه من ولى او باشم پس اين (على) نيز ولى اوست. خدايا دوست بدار هر كسى را كه على را دوست دارد و دشمن بدار هر كسى را كه على را دشمن دارد. ابو طفيل مىگويد: به زيد گفتم: اين حديث را تو از رسول خدا (ص) شنيدى؟ گفت: هر كه در آن جا حضور داشت با دو چشمش آن حضرت را ديد و با گوشهايش اين سخنان را شنيد. اعمش مىگويد: عطيه از ابو سعيد خدرى نيز مثل اين را به ما روايت كرد.[١]
[١] . الشريعة آجرى، ج ٤، ص ٣٩٣، ح ١٦٥٩.