راه نجات - قاسم اف، الياس - الصفحة ٧١ - ٦- روايت يحيى بن جعده از زيد بن ارقم
واثنى عليه وقال: يا ايها الناس انه لم يبعث نبى قط الا ما عاش نصف ما عاش الذى كان قبله وانى اوشك ان ادعى فاجيب وانى تارك فيكم ما لن تضلوا بعده: كتاب الله عزوجل. ثم قام فاخذ بيد على- رضى الله عنه- فقال: يا ايها الناس من اولى بكم من انفسكم؟ قالوا: الله ورسوله اعلم. قال: من كنت مولاه فعلى مولاه.
زيد بن ارقم مىگويد: (بعد از حج) همراه رسول خدا (ص) از مكه خارج شديم تا اينكه به غدير خم رسيديم. حضرت امر فرمودند تا در مكان وسيعى فرود آمده و براى خطبه جايى آماده كرديم، در روزى كه گرمتر از آن روز روزى بر ما نيامده بود. سپس حضرت، خداوند را حمد و ثنا گفتند و فرمودند: اى مردم، من پيامبرى را سراغ ندارم مگر اين كه به مقدار نصف پيامبر قبل از خود عمر كرده است، و نزديك است كه به (آن دنيا) دعوت شوم و بپذيرم. همانا من بين شما چيزى مىگذارم كه بعد از آن هرگز گمراه نمىشويد: كتاب خدا. سپس بلند شده دست على را گرفته، فرمودند: اى مردم! چه كسى اولى بر شما از خودتان است؟ گفتند: خدا ورسولش