راه نجات - قاسم اف، الياس - الصفحة ٤١ - ١- روايات ابو طفيل از زيد بن ارقم
زيد ابن ارقم روايت كرده كه چون رسول خدا (ص) از حجة الوداع برگشت و وارد غدير خم شد، دستور داد تا در زمين پهناورى فرود آمدند ومكانى براى خطبه آماده شد. سپس فرمود: گويا (به آن دنيا) دعوت شدم و پذيرفتم، من در بين شما دو چيز گرانبها گذاشتم كه يكى بزرگتر از ديگرى است (وآن) كتاب خدا و اهل بيتم هستند. پس مواظب باشيد كه پس از من با آن دو چه خواهيد كرد. و آن دو هرگز از هم جدا نمىشوند تا (قيامت) سر حوض بر من وارد شوند. سپس فرمود: خداوند مولاى من و من مولاى هر مؤمن هستم. سپس دست على را گرفته، فرمود: هر كه من ولى او باشم پس اين (على) نيز ولى اوست، خدايا دوست بدار هر كسى را كه على را دوست دارد و دشمن بدار هر كسى را كه على را دشمن دارد! ابو طفيل مىگويد: به زيد گفتم: اين حديث را تو از رسول خدا (ص) شنيدى؟ گفت: هر كه در آن جا حضور داشت با دو چشمش آن حضرت را ديد و با گوشهايش اين سخنان را شنيد.[١]
سند اين حديث صحيح ورواتش ثقهاند چنانكه در متن آمده عمداً يا سهواً اسامى محمد بن مثنى ويحيى بن حماد به احمد بن مثنى ويحيى بن معاذ تغيير داده شده است.
[١] . خصائص على، ص ٩٣، ح ٧٩.