راه نجات - قاسم اف، الياس - الصفحة ٣٨ - ١- روايات ابو طفيل از زيد بن ارقم
رسول الله (ص): قال: ما كان في الدوحات رجل إلا رآه بعينه وسمع بأذنه.
زيد ابن ارقم روايت كرده كه چون رسول خدا (ص) از حجة الوداع برگشت و وارد غدير خم شد، دستور داد تا در زمين پهن آورى فرود آمدند ومكانى براى خطبه آماده شد سپس فرمود: گويا (به آن دنيا) دعوت شدم و پذيرفتم، من در بين شما دو چيز گرانبها گذاشتم كه يكى بزرگتر از ديگرى است (وآن) كتاب خدا و اهل بيتم هستند. پس مواظب باشيد كه پس از من با آن دو چه خواهيد كرد، و آن دو هرگز از هم جدا نمىشوند تا (قيامت) سر حوض بر من وارد شوند. سپس فرمود: خداوند مولاى من و من مولاى هر مؤمن هستم! سپس دست على را گرفته فرمود: هر كه من ولى او باشم پس اين (على) نيز ولى اوست، خدايا دوست بدار هر كسى را كه على را دوست دارد و دشمن بدار هر كسى را كه على را دشمن دارد! ابو طفيل مىگويد: به زيد گفتم: اين حديث را تو از رسول خدا (ص) شنيدى؟ گفت: هر كه در آن جا حضور داشت با دو چشمش آن حضرت را ديد و با گوشهايش اين سخنان را شنيد.[١]
سند اين حديث كاملا صحيح است.
[١] . سنن الكبرى، ج ٥، ص ٤٥، ح ٨١٤٨ .. فضايل الصحابه نسائى، ج ١، ص ١٥، ح ٤٥.