راه نجات - قاسم اف، الياس - الصفحة ١٧٦ - ١- روايت عبدالرحمن ار پدرش
زيرا اهل شام بر آن دو بيعت نكردند. مروان و ابن زبير نيز از اين دائره خارج مىشوند، پس بنابر راهى كه بيهقى (و همراهانش) پيمودهاند، خلفا اينها مىشوند: ابو بكر، عمر، عثمان، معاويه، ى زيد، عبد الملك، وليد بن سليمان، عمر بن عبد العزيز و يزيد و هشام و اينها ده نفرند و سپس وليد بن يزيد بن عبد الملك فاسق. ولى نمىتوان اين روش را قبول كرد؛ زيرا لازم مىآيد كه از خلفا على و فرزندش حسن خارج شوند و اين بر خلاف چيزى است كه امامان اهل سنت معتقدند و بلكه شيعه نيز، همچنين با حديث سفينه نيز مخالف است و بنابر حديث سفينه حسن نيز جزء خلفا است و اين حديث خليفه ناميدن معاويه را نهى كرده است و بعد از سى سال خلافت قطع شد. لازم نيست كه اين خلفا پشت سر هم باشند و اشكالى ندارد كه خلفاى راشدين پس از روزگار اين پادشاهها باشد چنانكه حديث جابر بر اين دلالت مىكند.[١]
بايد دقت داشته باشيم كه حديث سفينه كه ابن كثير به آن استدلال كرد به چند دليل ضعيف است:
١- اين حديث مخالف حديث دوازده خليفه است.
٢- اين حديث را از سفينه تنها سعيد بن جمحان روايت كرده و او فرد ضعيف است. ابو حاتم مىگويد: حديث او را نمىتوان حجت قرار داد. ابن معين مىگويد: از سفينه احاديثى نقل كرده كه ديگران آن را نقل نكردهاند.
[١] . تاريخ ابن كثير، ج ٦، ص ٢٧٩ و ٢٨٠.