راه نجات - قاسم اف، الياس - الصفحة ١٨٦ - ١- روايت عبدالرحمن ار پدرش
اين هم يك مورد اعتراف از يك عالم منصف اهل سنت كه مانند ديگران خود را به نادانى وكج فهمى نزده، بلكه راحت به واقعيت اعتراف كرده وحقيقت مطلب را بيان كرده است كه غير از اهل بيت رسول خدا (ص) هيچ كسى نمىتواند از جمله اين دوازده خليفه باشد.
چنانكه ملاحظه كرديد هيچ يك از اين علماى بزرگ مذكور از اهل سنت به حديث ثقلين واهل بيت رسول خدا (ص) در شرح و معنا كردن اين حديث شريف اشاره نكردهاند به همين سبب هم به نتيجه نرسيده و سخنان متناقض از خود به جا گذاشتهاند. ولى اگر انصاف به خرج داده به اين حديث متواتر توجه مىكردند حل اين مطلب و پيدا كردن مصداق حديث دوازده خليفه برايشان راحت مىشد و اين قدر خود را به سختى و زحمت نمىانداختند و چنين سخنان متناقض و مختلف نيز از آنها در تاريخ ثبت نمىگشت.
همچنين مىبنيم كه حتى بين سخن استاد و شاگرد يعنى ابن تيميه و ابن كثير و همچنين ابن كثير و ابن حجر كه در فتح البارى همان نظريه بيهقى را پسنديده است، در معنا كردن اين حديث اختلاف وجود دارد. ابن كثير به جز عمر بن عبدالعزيز بقيه بنى اميه را از خلفا خارج مىكند و خلفا خواندن آنها را مخالف حديث سفينه مىداند، ولى ابن تيميه آنها را گاهى جزء دوازده خليفه بر مىشمارد.
پس اگر ما اين دو حديث متواتر و قطعى را كنار هم گزاريم به اين نتيجه خواهيم رسيد كه اين دوازده خليفه حتماً همان كسانى بايد باشند كه در