در مكتب اهل بيت - معاونت امور فرهنگى مجمع جهاني اهل بيت - الصفحة ٨٥ - ٦ - بطلان قاعده فرق بين انواع و اشخاص

معناى اطلاق لعنت بر فرد معيّن اين است كه: خداوند بر اساس اوضاع و احوال كنونى‌اش اجازه لعنت او را داده است و حكم به اين كه در پيشگاه خداوند هم ملعون است يا خير، تابع اعمال و رفتار آينده او و موازين كلّى و ملاحظات متكامل مى‌باشد. در اين صورت، لعن فرد خاص، نه تنها دور از احتياط نيست بلكه ترك آن خلاف احتياط است؛ زيرا باعث مى‌شود كه حس طرفدارى از حقّ در مؤمن، ضعيف شده و حسّ عدم انكار باطل، رشد نمايد. و همين مى‌رساند كه ترك لعن، خلاف احتياط است كه غزّالى آن را انكار كرده است.

ب: آيه شريفه مى‌فرمايد:

لَيْسَ لَكَ مِنَ الأَمْرِ شَيْ‌ءٌ أَوْ يَتُوبَ عَلَيْهِمْ أَوْ يُعَذِّبَهُمْ فَإِنَّهُمْ ظالِمُونَ.[١]

«چيزى از امر در دست تو نيست، خداوند يا توبه آنان را مى‌پذيرد، يا آنان را عقاب مى‌كند، به درستى كه آنان ظالمان‌هستند».

گفته شده است كه: آيه هنگامى نازل شد كه رسول خدا (ص) قاتلان شهداى بئر معونه را به مدّت يك ماه در نمازش لعن مى‌كرد و همين بر جواز لعن به وسيله پيامبر (ص) دلالت مى كند.

نهايت چيزى كه آيه بر آن دلالت مى‌كند اين است كه نفرين و لعن، معيار و ملاك عاقبت افراد باطل نيست بلكه ممكن است‌


[١] - آل عمران( ٣): ١٢٨.