در مكتب اهل بيت - معاونت امور فرهنگى مجمع جهاني اهل بيت - الصفحة ٧٨ - ٦ - بطلان قاعده فرق بين انواع و اشخاص
اين با وجودى است كه آن حضرت شراب و درست كنندههاى آن را به طور دسته جمعى و شرابخوار و فروشنده آن و حمل كننده آن و ... را لعنت كرده است؛ ولى از لعنت اين شخص معيّن نهى فرموده است؛ زيرا لعنت از باب وعيد است و مى توان به طور عموم اين حكم را جارى كرد، امّا ممكن است كه وعيد از شخص معيّن برداشته شود و او قبل از مرگ، توبه كند، يا كارهاى نيكى انجام دهد كه گناهان را زايل كند، يا دچار مصيبتهايى شود كه گناهان را بپوشاند، يا مورد شفاعت مقبول قرار گيرد، يا علّت ديگرى باعث شود كه عذاب و وعيد از او برداشته شود» ..[١]
و از ابن تيميّه نقل شده است:
«حقيقت امر اين است كه گاهى سخنى كفر است و گوينده آن تكفير مىشود. براى مثال گفتهمىشود: هر كسى اين سخن را بگويد، كافر است امّا اگر شخص معيّنى آن را گفته باشد، تكفير نمىشود تا حجّت شرعى بر او اقامه شود و اين حكم شرعى را سلطان، يا امير تعريف مىكند؛ چنان كه در كتابهاى احكام آمده است. و پس از آن كه حكم را به وى فهماندند و جهالت او برطرف شد، حجّت عليه او اقامه مىشود و سزاوار نيست كه شخص معيّنى را نام برده و گفته شود: اين فرد، كافر، يا فاسق، يا ملعون، يا مستحقّ آتش، يا مورد
[١] - الفتاوى الكبرى: ٤/ ٢٢٠.