در مكتب اهل بيت - معاونت امور فرهنگى مجمع جهاني اهل بيت - الصفحة ٥٧ - ٤ - شواهد قرآنى، نبوى و تاريخى به سقوط عدالت بعضى از صحابه گواهى مىدهد
اين آيات، قصّه «ثعلبه» را بيان مىكند. اين صحابى از رسول خدا (ص) خواست تا دعا كند كه خداوند مال فراوان به او بدهد.
پيامبر اكرم (ص) به وى فرمود:
«واى بر تو اى ثعلبه! مال كمى كه بتوانى شكر آن را به جاى آورى، بهتر از مال فراوانى است كه طاقت آن را نداشته باشى».
ثعلبه عرض كرد:
«به خدايى كه تو را به حقّ مبعوث كرده است، اگر دعا كنى و خدا مال فراوان به من عطا كند، حقّ هر مستحقّى را مىدهم».
پس رسول خدا چنين دعا كرد:
«پروردگارا! به ثعلبه مال فراوان بده».
پس از آن كه مال ثعلبه به دعاى پيامبر اكرم (ص) زياد شد، آن حضرت از او خواست كه زكات را بپردازد امّا ثعلبه بخل ورزيد و گفت: «زكات، همان جزيه است» و از پرداخت آن خوددارى كرد! پس از آن كه پيامبر (ص) رحلت فرمودند، ثعلبه در قيد حيات بود. او زكات اموالش را براى ابوبكر فرستاد، امّا وى آن را پس فرستاد، سپس آن را براى عمر فرستاد كه او هم زكاتش را قبول نكرد، تا اين كه ثعلبه در زمان عثمان از دنيا رفت.[١]
[١] - براى نمونه، ر. ك: تفسير فتح القدير، شوكانى: ٢/ ١٨٥؛ تفسير ابن كثير؛ اسماعيل بن كثير دمشقى: ٢/ ٣٧٣؛ تفسير خازن، علاءالدين علىّ بن ابراهيم بغدادى: ٢/ ١٢٥؛ تفسير بغوى؛ محمّد بن الحسن بن مسعود الفراء: ٢/ ١٢٥، در حاشية تفسير خازن؛ تفسير طبرى، ابوجعفر محمّد بن جرير طبرى: ٦/ ١٣١.