در مكتب اهل بيت - معاونت امور فرهنگى مجمع جهاني اهل بيت - الصفحة ٦٩ - ٥ - تصريح قرآن و سنت بر لعن بعضى از صحابه

«چشم رسول خدا (ص) به ابوسفيان افتاد كه سوار مركب بود و معاويه و برادرش او را همراهى مى‌كردند، در حالى كه يكى سائق بود و ديگرى قائد (افسار مركب را به دست گرفته بود.) آن حضرت با ديدن اين صحنه فرمودند: پروردگارا! قائد (معاويه) و سائق (هى كننده) و راكب را لعنت كن».

به او گفتيم: آيا تو اين را از رسول خدا (ص) شنيدى: گفت: آرى و اگر چنين نباشد، گوشهايم كر شوند؛ چنان كه چشمهايم كور شده است».[١]

همچنين محمّد بن ابى بكر، در نامه‌اى كه براى معاويه فرستاده آورده است:

«مى‌بينيم كه خودت را همتراز على (ع) مى‌دانى، در حالى كه تو، تو هستى و او، اوست. او خالص‌ترين مردم از جهت نسب و برترين مردم، از جهت ذرّيّه و بهترين مردم از جهت همسر و بهترين مردم از جهت خويشاوندى مى‌باشد كه برادرش جعفر، خودش را در مؤته فدا كرد و عمويش حمزه سيّدالشهداء در روز احد، شهيد شد و پدرش ابوطالب، با تمام وجود از رسول خدا (ص) دفاع كرد و ما از طرفداران او هستيم، در حالى كه تو لعين بن لعين هستى! هنوز هم تو و پدرت ابوسفيان، براى رسول خدا (ص) غائله و مشكل درست مى‌كنيد و تلاش مى‌كنيد تا نور خدا را خاموش نماييد و براى اين كار، افرادى را جمع مى‌نماييد و اموالى را صرف‌


[١] - وقعه صفّين: ٢٢٠.