در مكتب اهل بيت - معاونت امور فرهنگى مجمع جهاني اهل بيت - الصفحة ٨٧ - ٦ - بطلان قاعده فرق بين انواع و اشخاص
د: ما با غزّالى در اين نكته موافق هستيم كه لعن اشخاص، كارى بسيار خطير و سرنوشت ساز است امّا با او موافق نيستيم كه مقتضاى اين خطر، خوددارى از لعن است بلكه مقتضاى آن، مواظبت و مراقبت شديد در مورد كسانى است كه مىخواهيم آنان را لعن كنيم. بايد بدانيم كه هيچ كس لعن نمىشود مگر آن كه بدون هيچ شك و ترديدى مستحقّ لعن باشد.
ه-: ما با غزّالى در اين نكته موافق نيستيم كه در صورت سكوت، هيچ خطرى متوجّه ما نمىشود و سكوت، بهترين گزينه است؛ زيرا لعن، يك وسيله ادبى و فرهنگى است كه جامعه به وسيله آن مىتواند خودش را از انحرافات، مصون نگاه دارد. سكوت از لعن؛ يعنى رضايت و تأييد همه انحرافاتى كه سلامت و امنيّت جامعه را تهديد مىكند؛ از اين رو، خداى متعال در قرآن كريم، ابليس و شجره ملعونه كه همان حكم بن ابى العاص و پسرانش بودند را لعن مىكند.
و: غزّالى درباره لعن قاتلان امام حسين (ع) مىگويد:
«صحيح اين است كه گفته شود: اگر قاتل امام حسين (ع) قبل از توبه مرده است، خدا او را لعنت كند؛ زيرا احتمال دارد كه وى قبل از مرگ توبه كرده باشد!».
اين سخن غزّالى، اعتراف به جواز لعن بعضى از مسلمانان است؛ زيرا توبه او، مدخليّتى در مسأله لعن ندارد. او جرمِ معلوم و