در مكتب اهل بيت - معاونت امور فرهنگى مجمع جهاني اهل بيت - الصفحة ٨٤ - ٦ - بطلان قاعده فرق بين انواع و اشخاص

واجب را عمل كند و لعنت از مراتب قلبى و زبانى است. اگر توانست انزجار خود را ابزار كند، مرحله زبانى و اگر نتوانست ابراز كند، مرحله قلبى است.

در اين لعنت، چيزى نيست كه مستلزم كشف و اخبار از حال و اوضاع فرد، در پيشگاه خداى متعال باشد، مگر اين كه لعنت خدا، يا رسولش بر شخص معيّن جارى شده باشد كه در اين صورت، علاوه بر جنبه دعايى، جنبه اخبار و كشف از واقعيّت حال و اوضاع فرد در پيشگاه خداى متعال دارد.

قاعده تفاوت گذاشتن بين لعن نوعى و فردى، در نتيجه خلط بين لعن شخص معيّنى به وسيله مؤمن و لعن او به وسيله خدا و پيامبر (ص) به وجود آمده است. اشتباه در اين جا بوده است كه لعن شخص معيّن به وسيله مردم، جنبه اخبارى ندارد و تنها جنبه دعايى و انشايى دارد، به خلاف لعن خدا و رسول (ص) كه جنبه اخبارى از اوضاع و احوال ملعون دارد.

آنچه ما درباره آن بحث مى‌كنيم، خالى از هر گونه جنبه اخبارى درباره آخرت فرد مى‌باشد. در اين صورت، سخنان غزّالى هيچ معنا ندارد كه مى‌گويد: «مؤمن، نبايد يهودى را لعن كند؛ زيرا ممكن است اسلام بياورد و كسى كه اسلام آورد، چگونه نزد خدا ملعون خواهد بود؟!».