در مكتب اهل بيت - معاونت امور فرهنگى مجمع جهاني اهل بيت - الصفحة ٧٠ - ٥ - تصريح قرآن و سنت بر لعن بعضى از صحابه

مى‌كنيد و سران قبايل را مى‌خريد. بر همين روش، پدرت به هلاكت رسيد و تو راه او را ادامه‌مى‌دهى».

معاويه در جوابى كه بر ردّ اين نامه نوشت، منكر لعن خودش و پدرش توسّط رسول خدا (ص) نشد![١]

اين شواهد قرآنى، نبوى و تاريخى، به شدّت نظريّه عدالت تمام صحابه را رد مى كند و شهادت مى دهد كه خود صحابه، همه اصحاب را عادل نمى دانسته اند؛ چنان كه عايشه به مروان گفت:

«شهادت مى‌دهم كه رسول خدا (ص) پدرت و تو را كه در صلب او بودى، لعنت كرد» و اين نتيجه با سخن مشهورى كه عايشه در مورد عثمان گفته است، بهتر به دست مى‌آيد؛ عايشه گفت:

«اقتلوا نعثلًا فقد كفر».[٢]


[١] - مروج الذهب: ٣/ ١٦- ١٤.

[٢] - تاريخ طبرى: ٤/ ٤٥٩؛ الكامل فى التاريخ، ابن اثير جزرى شافعى: ٣/ ٢٠٦؛ تذكره الخواص، سبط ابن جوزى حنفى: ٦٤- ٦١؛ الامامه و السياسه، ابن قتيبه: ١/ ٤٩؛ السيرة الحلبيّه، على برهان الدين حلبى شافعى: ٣/ ٢٨٦، چاپ البهيّه- مصر، ١٣٢٠ قمرى؛ اين را علّامه عسكرى در كتاب احاديث امّ المؤمنين عايشه قسمت ١، صفحه ١٠٥ از كتاب تاريخ ابن اعثم، صفحه ١٥٥، چاپ بمبئى آورده است؛ النهايه، ابن اثير جزرى شافعى: ٥/ ٨٠، تحقيق محمود محمّد طناحى، چاپ دار احياء التراث العربى- بيروت؛ تاج العروس من شرح القاموس، زبيدى حنفى: ٨/ ١٤١؛ لسان العرب، ابن منظور: ١٤/ ١٩٣؛ شرح نهج‌البلاغه، ابن ابى الحديد: ٢/ ٧٧، چاپ افست بيروت بر چاپ اوّل مصر و ج ٦/ ٢١٥، چاپ مصر، تحقيق محمّد ابوالفضل و ج ٢/ ٤٠٨، چاپ مكتبه الحياه- بيروت و ج ٢/ ١٢١، چاپ دارالفكر.