در مكتب اهل بيت - معاونت امور فرهنگى مجمع جهاني اهل بيت - الصفحة ٣٠ - لعن، يك ضرورت عقيدتى است
رو شرّ و باطل هستند، نفرت و انزجار ايجاد كند. بدين ترتيب كفّار و اهل كتابى كه در خارج از حوزه اسلام هستند و منافقين كه داخل جامعه اسلامى هستند و قانون شكنانى كه نظم اجتماعى را مختل كرده و از اين طريق به دشمنان داخلى و خارجى كمك مىكنند، مورد لعن و نفرين واقع مىشوند. با اين عمل، فاصلهاى بين اسلام و پيروانش و كفر و نفاق و پيروانشان ايجاد مىشود و حد و مرزها مشخّصتر مىگردد.
روشن است كه لعن به اين معنا، با سب كه رفتارى فردى است و مخالفت تام با اخلاق اسلامى دارد، متفاوت مىباشد و به مفهوم ولايت و برائت از يك جهت و به فريضه امر به معروف و نهى از منكر از جهت ديگر، نزديكتر است؛ زيرا يك مسلمان با لعن، از كفّار و منافقان اعلام برائت مىكند و منحرفان از قوانين اجتماعى را نهى از منكر مىنمايد و در واقع لعن منافق و كافر و لعن يك منحرف اجتماعى همانند قاتل و ظالم، انجام دو كار عقيدتى و شرعى در آن واحد مىباشد.
البتّه سلاح اصلى اسلام براى هدايت جامعه، دعوت به برهان و عقل است؛ چنان كه قرآن، بيش از ٢١٩٠ مرتبه به انديشه، عقل، دليل، برهان، علم، نوشتن و امثال اين معنا دعوت كرده است، در حالى كه تنها در ٣٨ مورد از مادّه «لعن» استفاده شده است، پس لعن تنها يك وسيله زبانى براى پيشگيرى از شيوع انحرافات است