در مكتب اهل بيت - معاونت امور فرهنگى مجمع جهاني اهل بيت - الصفحة ٧٢ - ٦ - بطلان قاعده فرق بين انواع و اشخاص
مسلمان است، طلب رحمت مىكند، اگرچه ممكن است وى مرتد شود.
امّا بايد دانست كه معناى سخن ما در طلب رحمت اين است كه: خدا او را به اسلام كه باعث رحمت و طاعت است، ثابت قدم نگاه دارد و امكان ندارد كه گفته شود خداوند كافر را بر سبب لعنتش كه همان كفر است، ثابت قدم بدارد. اين درخواست، دعا براى كفر است و خودش كفر محسوب مىشود بلكه جايز است كه گفته شود: خدا او را لعنت كند، اگر بر حالت كفر بميرد و خدا او را لعنت نكند، اگر مسلمان شود و اين، مسألهاى غيبى است كه كسى آن را نمىداند.
قاعده اين است كه: هر گاه بين دو چيز متردّد شويم، ترك لعن، به احتياط نزديكتر است.
حال كه اين مطلب را در مورد كافر دانستيم، مسأله در مورد زيد فاسق، يا بدعتگذار به طريق اولى مشخّص است. لعن اشخاص معيّن به دور از احتياط است؛ زيرا ممكن است كه عقيدهاش تغيير كند. مگر كسانى كه رسول خدا (ص) به كفر وى خبر داده باشد كه در اين صورت لعن او جايز است؛ چنان كه آن حضرت در دعاى خويش مىفرمود:
«پروردگارا! ابوجهل بن هشام و عتبه بن ربيعه را لعنت كن».