در مكتب اهل بيت - معاونت امور فرهنگى مجمع جهاني اهل بيت - الصفحة ٣٧ - فصل اول انسان و نياز او به ارتباط با غيب
همچنين علم به آنچه از حس و عقل (هر دو) پنهان است را نيز «علم به غيب» گويند؛ مانند آگاهى از اوضاع برزخ و روز قيامت و آنچه درآن هنگام، رخ خواهد داد.
به علم استقلالى؛ يعنى علم به آنچه از درك و فهم همه مردم بيرون است نيز «علم به غيب» گويند.
روشن است كه انسان مىتواند به نوع اوّل و دوّم از علم به غيب، دست يابد، امّا نوع سوّم، دست نيافتنى است.
در واقع همه مؤمنان و حتّى غير مؤمنان، مىتوانند دو نوع اوّل را از راه ادلّه عقلى حسّى به دست آورند.
همان گونه كه ايمان داشتن به غيب، مستلزم علم به غيب است، بنابراين، پرهيزكارانى كه به غيب ايمان دارند، به آن علم (نيز) دارند، همان طور كه از طريق پيشگوييهاى خداوند متعال در قرآن، از برخى امور غيبى آگاهند، مانند (خبر) پيروزى روم قبل از شروع جنگ و دانستن حوادث گذشته كه حواسّ انسان به آنها دسترسى ندارد و اين قرآن است كه از آنها پرده برداشته است:
تِلْكَ مِنْ أَنبَاء الْغَيْبِ نُوحِيهَا إِلَيْكَ مَا كُنتَ تَعْلَمُهَا أَنتَ وَلَا قَوْمُكَ مِن قَبْلِ هَذَا.[١]
«اين از خبرهاى غيب است كه آن را به تو وحى مىكنيم؛ پيش از اين، نه تو آن را مىدانستى و نه قوم تو».[٢]
[١] - هود( ١١): ٤٩.
[٢] - الامامه و الولايه: ١٢٩.