در مكتب اهل بيت
(١)
سخن مجمع
٩ ص
(٢)
مقدمه
١٣ ص
(٣)
حال نگاه بيندازيد و ببينيد
١٧ ص
(٤)
پيشگفتار
٢١ ص
(٥)
فصل اول انسان و نياز او به ارتباط با غيب
٣٥ ص
(٦)
فصل دوم رابطه عصمت با علم غيب
٤٥ ص
(٧)
فصل سوم علم غيب در قرآن و سنت
٥٧ ص
(٨)
بخش اول آياتى كه از علم غيب در زندگى انبيا و صالحين خبرمىدهد
٥٧ ص
(٩)
بخش دوم آياتى كه علم غيب را منحصر در خداوند متعال مىداند و آن را از ديگران نفى ميكند
٦٦ ص
(١٠)
بخش سوم آياتى كه امكان علم غيب داشتن را براى غير خداوند اثبات مىكند
٦٩ ص
(١١)
بخش چهارم آياتى كه اعطاى علم غيب به خاتم پيامبران را اثبات مىكند
٧٠ ص
(١٢)
بخش پنجم آيات و رواياتى كه اعطاى علم غيب به ائمه(عليهم السلام)(اهل بيت) را اثبات مىكند
٧٣ ص
(١٣)
بخش ششم امام على ابن ابى طالب(ع) و علم غيب
٨٢ ص
(١٤)
بخش هفتم رواياتى كه از علم غيب امامان(ع) و پيشگوييهاى آنان سخن مىگويد
٨٩ ص
(١٥)
فصل چهارم علم غيب از ديدگاه روان شناسى فلسفى
٩١ ص
(١٦)
فصل پنجم علم غيب از ديدگاه غير اماميه
١٠٣ ص
(١٧)
1 - نظر شوكانى
١٠٤ ص
(١٨)
2 - نظر ابن تيميه
١٠٦ ص
(١٩)
3 - نظر ابن خلدون
١٠٩ ص
(٢٠)
4 - نظر فخر رازى
١١٠ ص
(٢١)
فصل ششم تاريخچه بحث و گرايشهاى تحليلى آن از ديدگاه اماميه
١١٣ ص
(٢٢)
مراحل بحث پيرامون علم غيب ائمه(عليهم السلام)
١١٧ ص
(٢٣)
مرحله نخست در عصر امامان(عليهم السلام)
١١٧ ص
(٢٤)
مرحله دوم دوران پس از غيبت معصوم(ع)
١٢٤ ص
(٢٥)
1 - شيخ مفيد
١٢٤ ص
(٢٦)
2 - شيخ طوسى
١٢٧ ص
(٢٧)
3 - علامه حلى
١٣٠ ص
(٢٨)
مرحله سوم از نظر علماى معاصر
١٣١ ص
(٢٩)
1 - امام كاشف الغطاء
١٣٢ ص
(٣٠)
2 - شهيد صدر
١٣٣ ص
(٣١)
3 - سيد محمد حسين طباطبايى
١٣٨ ص
(٣٢)
اولا از راه نقل
١٣٨ ص
(٣٣)
ثانيا از راه عقلى
١٤٠ ص
(٣٤)
نتيجه بحث
١٥١ ص

در مكتب اهل بيت - معاونت امور فرهنگى مجمع جهاني اهل بيت - الصفحة ١٣٥ - ٢ - شهيد صدر

امام (ع) فرمود: «آرى، امّا هنگامى كه شب خوابيدم، رسول الله (ص) را در خواب ديدم كه به من فرمود: تو كشته مى‌شوى».[١]

(اين بار) امام اين گونه پاسخ مى‌دهد و مى‌گويد:

«برنامه و دستورى غيبى است كه از عالم بالا صادر شده است».

شخصى كه داراى روحيّه نااميدى و خودباختگى است، اگر به امام حسين (ع) و خواب آن حضرت ايمان داشته باشد، نمى‌تواند اين فرمان غيبى صادر شده از عالم بالا را انكار كند. امام حسين (ع) درباره رؤياى خود با عبدالله بن زبير- كه به آن رؤيا ايمان نداشت- سخن نگفت بلكه آن را براى محمّد بن حنفيّه و افرادى مانند او بازگو نمود.

بنابراين، شعار ديگرى كه امام حسين (ع) مطرح كرد، حتمى بودن مرگ از سوى عالم بالا بود؛ اين كه يك فرمان غيبى و آسمانى بر او واجب كرده است كه بميرد، خودش را فدا كند، خودش را به خطر بيندازد و به اين سفر كه به قتل مى‌انجامد، برود.

شعار سوّم: ضرورت پذيرفتن دعوتهاى اهل كوفه: در جاى ديگر، امام (ع) شعار سوّمى را مطرح مى‌نمايد و هنگامى كه در طول راه مكّه تا عراق در منزلهاى متعدّد به اشخاصى برخورد مى‌كرد كه به او نصيحت مى‌كردند به سمت عراق نرود، به آنان فرمود:


[١] - الملهوف على قتلى الطفوف، ابن طاووس: ١٢٨.