در مكتب اهل بيت - معاونت امور فرهنگى مجمع جهاني اهل بيت - الصفحة ١٣٦ - ٢ - شهيد صدر
«من از مردم كوفه دعوتنامه هايى دريافت كردهام كه به سوى آنان بروم، شرايط در كوفه فراهم شده است تا به آن جا بروم و حقّى را بپا دارم و باطلى را نابود سازم».
امام، سفر خود را چنين وانمود و تحليل مىكرد كه پاسخ و واكنشى است (به خواست مردم كوفه) چرا كه امّت به حركت درآمده و اراده كرده است و بدين ترتيب حجّت بر امام تمام شده است و بايد حركت كند.
در واقع، امام حسين (ع) در حركت جهادى خويش به اين اكتفا نمىكرد كه مردم از او درخواست كنند والا پيش از هر چيز و در گام نخست، با رهبران پايگاههاى مردمى خويش در بصره مكاتبه نمىكرد و آنان را به حركت فرا نمىخواند.
امّا در عين حال، امام (ع) اين جنبه (دعوت مردم كوفه) را بيش از جنبه ديگر منعكس مىكرد؛ زيرا اين جنبه با روحيّه خودباخته مردم، هماهنگى و سازگارى بيشترى داشت؛ يعنى روحيّه نااميدى مردم در برابر انسانى كه مىگويد: «از من دعوت كردهاند» و شرايط اين دعوت براى پاسخ گويى و حركت به سوى دعوت كنندگان مناسب است، جوابى ندارد.
طبيعتاً فرق بسيارى است بين كسى كه ابتدا و خود به خود حركت مىكند و كسى كه در پاسخ به جمعيّتى كه به او و به رهبرى و پيشوايى او ايمان دارند، حركت مىكند. افراد مأيوس و