در مكتب اهل بيت - معاونت امور فرهنگى مجمع جهاني اهل بيت - الصفحة ١٣٤ - ٢ - شهيد صدر
اين شعار، گذشته از واقعى بودن آن، با روحيّه خودباختگى و نااميدى حاكم بر امّت در آن زمان نيز هماهنگ است. هيچ منطقى نمىتوانست در احساس نااميدى و يأسى كه امّت اسلامى در آن به سر مىبرد، نفوذ كند و حركت امام حسين (ع) را تبيين نمايد.
امام حسين (ع) فرمود:
«من به هر حال كشته مىشوم» و همه ظواهر نيز به اين امر گواهى مىداد. همه قراين و شواهد، حاكى از اين بود كه بنى اميّه مصمّم هستند امام حسين (ع) را حتّى اگر به پردههاى كعبه درآويخته باشد، به قتل برسانند هر چند از راه ترور؛ بنابراين، مطرح كردن اين شعار براى روشن شدن موضع امام (ع) بسيار مناسب بود و علاوه بر آن، روحيّه خودباخته و نااميد (مردم) را نيز قانع مىساخت و در عين حال، يك شعار واقعى بود.
شعار دوّم: غيبى بودن مسأله قيام: اشخاص ديگرى نزد امام (ع) مىآيند و به او اعتراض مىكنند، مىگويند: «چرا مىخواهى (از مكّه) حركت كنى؟» محمّد بن حنيفه در ابتداى شب مىآيد و امام را با اندرزهاى متعدّد نصيحت مىكند. امام (ع) مىفرمايد:
«درباره آنچه گفتى، فكر مىكنم». محمّد بن حنيفه بر مىگردد و در پايان شب مىشنود كه امام حسين (ع) به راه افتاده است. به سرعت نزد او مىآيد و شتر آن حضرت را مىگيرد و مىگويد:
«اى برادر! قول دادى كه فكر كنى».