نهادها و تغييرات نهادى در چين - وانگ، فى- لينگ؛ مترجم محمد جواد ايرواني - الصفحة ٦٦ - نوين سازى با هدايت دولت
مسير نوينسازى توسط دولت را مىتوان فرايندى دو مرحلهاى دانست. ابتدا، دولت به قدرت سياسى و اجرايى خود براى تغيير ساختار سازمانى داخلى موجود متوسل مىشود تا ملت به «توسعه» يا «تجدّد» دست يابد. در اين مرحله دولت دو راه پيش رو دارد: تشكيل بازار و بهرهبردارى از آن يا سركوب و حتى حذف آن. در مرحله دوم، دولت نقش رهبرى خود را در هدايت و پيشبرد توسعه اقتصادى مبتنى بر بازار حفظ مىكند و ضمن تغيير خود، نوع روابطش با بازار و حيات اجتماعى را دگرگون مىسازد.
در يك نوينسازى موفق توسط دولت، دولت مستقل و مقتدر، ابتدا با هم در شكسستن ساختار سنتى سازمان داخلى، «واحدهاى» تشكيلدهنده بازار را معرفى و حتى مستقيما اقدام به «برپايى» اقتصاد بازارى مىكند و در خلال اين فرايند، ترتيبات ساختارى يا «شرايط زمينهاى»[١] جديدى در اقتصاد بازارى به وجود مىآورد تا بدون نياز به ايجاد تغييرات بنيادين در خود مجموعه اجتماعى- سياسى قديمى، شروع به رشد كند. سپس، دولت به «قدرت عمومى»[٢] خود، به شكل كارا، آگاهانه، مشتاقانه، ولى معمولا مستبدانه، متوسل مىشود تا بازار را به سوى راهبردها و اهداف سياسى مورد نظر هدايت كند. بدين ترتيب، دولت و ساختار سازمانى داخلى موجود ولى در حال تحول، به سرعت مقدار زيادى مشروعيت نهادى در شريان نهاد بازار كه در حال شكلگيرى است، ترزيق مىكنند. در همين راستا ممكن است دولت مقدارى «قدرت عمومى» نيز در قالب يك نظام كارا و قانونى مناسب، به بدن اين بازار تزريق كند. غالبا با توجه به اينكه دولتها از درجه قدرت متفاوتى برخوردارند، راهبردهاى متفاوتى را براى نيل به توسعه به كار مىگيرند كه اين راهبردها طبيعتا عملكرد متفاوتى نيز دارند.
اين قدرت يا «قوت دولت»[٣] به نوبه خود توسط سه عامل مهم تعيين مىشود: «روابط دولت- جامعه»، «ويژگىهاى سازمانى» و «ميزان سلطه دولت بر ابزارهاى سياسى»[٤].
[١] .Contextual conditions
[٢] .Public Power
[٣] .State strength
[٤] .Haggard ٠٩٩١ ,٥٤ -٦٤