نهادها و تغييرات نهادى در چين - وانگ، فى- لينگ؛ مترجم محمد جواد ايرواني - الصفحة ٦٤ - نوين سازى از طريق بازار
بودند، خيلى زود به واسطه تأثيرات منفى عوامل بيرونى و ميل بازار به خود تخريبى، دچار نارضايتى شدند و درصدد برآمدند دولت مستقل خود را وادار سازند حكومت و حيات اجتماعى را از بازار جدا سازد و خود، به تنظيم امور اقتصادى روى آوردند. در نتيجه، روابط متمايز و تعاملى ميان اقتصاد، حكومت و حيات اجتماعى برقرار شد.
بدين ترتيب، طبق قانون نسبى تاريخ، نوگرايى، حداقل به صورت ابتدايى، از راه رسيد.
البته بنظر اين نورسيده، بهاى سنگينى داشت و آن، محروم شدن خيل عظيم مردمى بود كه از حيث اقتصادى، ضعيف و از نظر اجتماعى و فرهنگى، حاشيهاى و كماهميت و از لحاظ سياسى، عاجز و ناتوان بودند.
بسيارى از صاحبنظران، جداسازى دولت از حيات اجتماعى را كه بر اثر بروز تغييرات نهادى در بازار روى مىدهد، نه تنها عامل نوينسازى، بلكه جوهره و لازمه مردمسالارى در جوامع پيشرفته مىدانند[١]. بر اين اساس، نهاد بازار موجب دگرگونى ساختار سازمانى داخلى سنتى مىشود و افتراق دولت و حيات اجتماعى نيز يكى از عوامل حياتى در شكلگيرى و تولد مردمسالارى نوين به شمار مىآيد. با اين وصف، در تعابير و برداشتهاى آزاد از فرايند نوينسازى مبتنى بر بازار، نقش دولت بسيار كماهميت نشان داده شده و بيشتر بر نقش و عملكرد نهايى بازار به عنوان «دست نامرئى» تأكيد شده است.
خلاصه كلام اينكه، شكلگيرى اقتصاد بازارى از درون نهادهاى اجتماعى سنتى و استقلال عمل آن از دولت را مىتوان از ويژگىهاى بارز انگاره «نوينسازى از طريق بازار» به شمار آورد. بر اين اساس، چنين بازارى با قبضه كردن دولت و دادن جنبه تجارى به نهادهاى اجتماعى، موجبات دگرگونى و تغيير شكل مجموعه اجتماعى- سياسى قديمى را فراهم مىآورد. اقدامات سياسى و مقاومت اجتماعى نيز به شكلگيرى نهايى فرايند نوينسازى كمك مىكنند.
[١] .Keane ٨٨٩١ ,٥٢