نهادها و تغييرات نهادى در چين - وانگ، فى- لينگ؛ مترجم محمد جواد ايرواني - الصفحة ٤٣ - بازار
بازار، حتى اگر ضرورتا از نوع كامل هم نباشد، قاردر است در تخصيص و كاربرد منابع، بهتر از هر نظام اقتصادى شناختهشده ديگر، عمل كند. اگرچه يك بنگاه عظيم انحصارى يا نظام برنامهريزى متمركز و تكمحور ممكن است بتواند با بهرهبردارى از مزايا و جنبههاى مثبت يك سازمان مبتنى بر ساختار سلسله مراتبى، از عملكرد بهترى در كاربرى منابع برخوردار باشد، اما قطعا در درازمدت، نظام بازار به تدريج با تأمين پويايى لازم در زمينه تخصيص و كاربرد بهينه منابع، برترى را از آن خود مىكند. اين امر عمدتا بدان جهت است كه بازار در خلق و ارائه نوآورىهاى فنى و سازمانى از توانمندىها و مزيتهاى بارز و برجستهاى سود مىبرد. اين مزيتها عميقا از همين رقابت پويا و ماهيت تجربى بازار، نشأت مىگيرند[١]. لحظهلحظه تاريخ نوينسازى، در شكلگيرى و پيدايش بازار به عنوان اصلىترين نهاد اقتصادى، نقش داشته است. يعنى اينكه نظام اقتصادى كلا توليد براى مبادله در بازار را بر توليد براى رفع نيازهاى خاص ترجيح مىدهد[٢]. در اقتصاد مبتنى بر بازار، وجود تنوع در تصميمگيرى و استقلال رأى تصميمگيران، به عنوان بستر اصلى رقابت، امرى ضرورى و لازم است.
متأسفانه، نهاد بازار به طرزى اجتنابناپذير تمايل دارد خود را به سمت اضمحلال سوق دهد. رقابت در بازار بهگونهاى است كه با حذف شمار زيادى از رقبا، سرمايهها به دست عدهاى معدود مىافتد. اينان كه حكم برندگان عرصه اين رقابت را دارند، روزبهروز از شمارشان كاسته مىشود. اين فرايند با حذف اختلاف سليقهها و سلب استقلال عمل از سهامداران يا تصميمگيران، رقابت واقعى را كه مناسبترين بستر براى ثبات و پايدارى اقتصاد بازار است، در نطفه خفه مىكند. رقابت در بازار، همراه با گسترش بىوقفه روند توليد و تلاش كوركورانه براى كاهش هزينهها به اميد كسب منافع هرچه بيشتر، منجر به واگذارى و انتقال سرمايههاى مادى و انسانى مىشود؛ كه اين امر به نوبه خود، تمركز بيش از حد در امر مالكيت اموال و دارايىها را به دنبال دارد. در
[١] .Cui ١٩٩١ ,١٦ -٢ ,٦٦ -٧
[٢] .North ١٨٩١ and Cox ٧٨٩١