نهادها و تغييرات نهادى در چين - وانگ، فى- لينگ؛ مترجم محمد جواد ايرواني - الصفحة ٣٩ - نهادها و مقبوليت نهادى
نهاد يا نظام حكوتى خاص، وجود يك حاكميت يا رهبرى غالب و مسلط، نقش اساسى دارد[١]. عواملى چون دانش، خبرگان فن و نهادهاى قديمى در كنار هم، مىتواند تأثير عميقى بر ميزان مقبوليت يك نهاد نوپا يا قديمى داشته باشد[٢]. داگلاس نورث صراحتا ابراز مىدارد كه براساس شواهد تاريخى، تحولات نهادى معمولا در اثربخشترين شكل خود، توسط حكمرانان آغاز و پس از مشروع جلوهدادن، بر عوامل تحت سلطه يا زيردستان تحميل مىشده است[٣]. نهادهاى سياسى و اجتماعى موجود كه جنبه قانونى و «مشروع» دارند (مشرع از آن جهت كه حداقل وجود ارند و فعاليت مىكنند) مىتوانند مقبوليت سريع و فورى نهادى را كه تازه شكل گرفته است تضمين كنند؛ چرا كه چنين نهادى ممكن است نتواند به خودى خود مقبوليت و وجهه لازم را كسب كند.
خلاصه كلام اينكه استمرار حيات و فعاليت نهادها، به ويژه از نوع جديد التأسيس و نوپا، مستلزم كسب مقبوليت است. مقبوليت نهادى عميقا ريشه در ماهيت نهادهاى از پيش موجود[٤] و نيز رابطه بين نهادهاى قديم و جديد دارد. نهادهاى موجود به دليل حضور فعال در عرصه، در مقبوليت بخشيدن به نهادهاى جديد يا سلب مقبوليت از آنها، تأثيرى بهسزا دارند. اين امر ممكن است در مورد نهادهاى سياسى نمود بارزترى داشته باشد؛ چرا كه مىتوانند با توسل به زور مقاومت در برابر پذيرش مقبوليت، با جايگزين كردن و يا تقليل نفرات يا نهادهاى مقاومتكننده، مقاومت آنان را در هم بشكند. آنچه موجبات پذيرش يك نهاد را در اذهان عمومى فراهم مىآورد، ارزش و اعتبار ذاتى[٥] و فوايد درونسازمانى و عوايد ناشى از كاركردها و عملكردهاى آن است.
اما، شايد اعمال رهبرى به شكل ماهرانه و كارا توسط كسانى كه نهاد را تأسيس يا تحميل مىكنند. به ويژه در مراحل حياتى و آغازين شكلگيرى آن، اهميت بيشترى داشته
[١] .Kindleberger ٣٧٩١ ,Keohane ٤٨٩١
[٢] .Haas ٤٦٩١
[٣] .Douglas North ١٨٩١ ,٦٢ -٨
[٤] .pre -existing institutions
[٥] .Intrinsic merit