نهادها و تغييرات نهادى در چين - وانگ، فى- لينگ؛ مترجم محمد جواد ايرواني - الصفحة ٣٨ - نهادها و مقبوليت نهادى
دستخوش تغيير مىشود، موضوع مقبوليت، اهميت بيشترى مىيابد؛ به خصوص اگر اين تغيير، قدرى جدى و اثرگذار باشد كه موجب توسعه اقتصادى سريع و بروز تحولات ناگهانى و انقلاب اجتماعى- سياسى شود. هيچ تغيير نهادى نخواهد توانست بدون اخذ مقبوليت كافى، براى مدت زيادى دوام بياورد و هيچ نهادى، بدون برخوردارى از مقبوليت لازم، نه تنها قادر خواهد بود رفتار انسان را چه در جهت محدود ساختن و چه در جهت تسهيل كردن، به طرز اثربخش تحت تأثير قرار دهد، بلكه حتى نخواهد توانست حيات خود را براى مدت طولانى استمرار بخشد. به طور كلى، در صورت فقدان مقبوليت، نه نهادها به حالت درونى شدن مىرسند و نه نظامهاى فرهنگى شكل مىگيرند.
اين نكته جاى تعمق دارد كه مردم چرا و چگونه برخى نهادها را قبول و برخى ديگر را رد مىكنند. شايد در نظر علما و دستاندركاران علوم اجتماعى، پى بردن به اين امر كه مقبوليت يك نهاد چگونه به كارايى تبديل مىشود، به اندازه همان مورد قبل حائز اهميت باشد. بسيارى را اعتقاد بر اين است كه نهادها، مخصوصا از نوع رسمى، مقبوليت و كارآيى خود را از طريق نمايندگان عوامل تحت سلطه خود به دست مىآورند.
هرچه مشاركت اين عوامل در فرايند تصميمگيرى يك سازمان، نظير دولت، بيشتر باشد آن نهاد مقبوليت بيشترى كسب مىكند، ازاينرو يك دولت مشاركتگرا يا طرفدار مردمسالارى سياسى، مىتواند به حداكثر مقبوليت دست يابد و يا يك بازار آزاد قادر است به عنوان يك نهاد اقتصادى، بالاترين حد مقبوليت را از آن خود كند.
برخى ديگر بر اين باورند كه مقبوليت نهاد عمدتا بستگى به نحوه شكلگيرى آنان دارد، يعنى خود اعضاى گروه آن را خلق كرده باشند يا اينكه بر آنها تحميل شده باشد.
به نظر مىرسد شق اول، از مقبوليت بيشترى برخوردار باشد، هرچند كه الزاما كاراتر نباشد[١]. وجود نوعى «مقبوليت فرهمند»[٢] مىتواند به شكلگيرى تكامل بسيارى از هنجارها و قواعد قانونى كمك كند[٣]. در حالى كه براى شكلگيرى و مقبوليتيافتن يك
[١] .Young ٩٧٩١
[٢] .Charismatic legitimacy
[٣] .Kratochwil ٩٨٩١ ,٣٨١