نهادها و تغييرات نهادى در چين - وانگ، فى- لينگ؛ مترجم محمد جواد ايرواني - الصفحة ٢٠٠ - الگوى تخصيص كار مبتنى بر خانواده مقوله اى «مختص چين»
«آزادى» دهقانان چينى شد، بار ديگر خانوادههاى سنتى پدرسالار به واحدهاى اوليه روابط قدرت در امور سياسى و حيات اجتماعى چين تبديل گرديد. «پدر سالارى سرمايهدارى» مبتنى بر خانواده، جايگزين «سوسياليزم پدرسالار» مائو شد تا روابط اجتماعى اوليه، نظير روابط بين مردان و زنان، مورد اصلاح قرار گيرد(Brugger Reglar ٤٩٩١ ,٤٠٣) . اين امر مقدارى از آزادى اقتصادى را كه توسط نهاد خانواده محدود مىشد، به جماعت دهقان بازگرداند، و استقلال سنتى اجتماعى- اقتصادى را به دهكدهها، كه توسط طبقه متوسط جديد (شامل سران خاندان)، مقامات دهكده و بخش (كه هنوز هم اكثرا عضو حزب كمونيست هستند)، دهقانان متمول و ديگر خانوادههاى خوشنام و شناختهشده، اداره مىشوند، اعطا كرد. روابط اجتماعى و سياسى نهادهاى خانواده/ خاندان در مناطق روستايى مورد تجديد نظر قرار گرفت و يك روند روشن و عميق «خانوادهسازى»[١] يا «خويشاوندسازى»[٢] بتدريج در بين اكثر مردم چين، يعنى روستاييان و دهقانان، پديدار گرديد(Xia Wang ٤٩٩١ ,٢٥) . نه تنها بار ديگر سازوكارهاى كنترل اجتماعى در روستاها، طبقهبندى اجتماعى و ساختار قدرت، برپايه نهاد خانواده استقرار يافت، بلكه از روابط اقتصادى و حق مالكيت بر اموال و دارايى نيز براساس خط و ربطهاى خانوادگى در روستاها، سازماندهى و تعريف مجددى ارايه گرديد(Chen ٤٩٩١ ,٧٥) .
مطالعات زمينهيابى نشان مىدهد كه روستاييان نسبت به همتايان شهرى خود، از آزادى عمل بيشترى در ابعاد اقتصادى، اجتماعى، فرهنگى و سياسى زندگى خود، بهرهمند بودند. پيشرفت سياستهاى «مردمسالارى» در سطح خرد در مناطق روستايى چين، مسلما مىتواند موضوعى بس جالب توجه و هيجانانگيز باشد؛ چرا كه طبق نظريه رايج در باب «مردمسالارى كردن» حكومت، در سطح خرد اجراى سياست «مردمسالارى»، شهرنشينان نسبت به روستاييان از شرايط اجتماعى و فرهنگى بهترى برخوردار مىشوند. روند «مردمسالارى» در روستاهاى چين، شباهت بسيار زيادى به
[١] .Familization
[٢] .Qinshouhua (Kinsfolkization )