علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٩٥ - ديدگاه كليني، مفيد و دربارۀ روز ميلاد پيامبر اكرم
و بر متتبّع احادیث ظاهر است که امثال این تصرّفات از روات بسیار است. پس به محض رعایت حفظ ظاهر آن، اغماض از ضوابط حسابیه غیر مشکوکٌ فیها نمودن و جمیع تواریخ مذکوره متفقٌ علیها را غلط انگاشتن، و نقل ثقةالاسلام کلینی را در کتاب کافی با آن همه مبالغه او در خطبه آن، به صحّت جمیع آنچه[١] در آن مذکور است، از این جهت که در این ماده، قول بعضی از عامه با آن موافقت دارد انکار کردن، یا حمل بر تقیّه نمودن، چنان که [از] کلام بعضی از متأخرین مترائی میگردد، ظاهر الفساد است؛ خصوصاً احتمال تقیّه که در اصل احادیث مرویه از معصومین، چه جاری میتواند شد، بنا بر مقتضای مصلحت بعضی اوقات ایشان، نه در کلام مصنّف مثل کتاب الکافی که اصل تصنیف آن معلوم است که مخالف مقتضای تقیّه است و اکثر آن صریح است در ... مخالفین و مشایخ ایشان، پس از ذکر آنها در این تصنیف پروای نکردن و در خصوص تعیین وقت مولد آن حضرت از روی تقیّه موافقت ایشان نمودن، مخالف ضروریّات عقلیّه است.
اگر گویند که از جمله تواریخ متفقٌ علیها، این دو بزرگ در الکافی و المقنعه، تاریخ شهادت حضرت امام حسین٧ است که در هر دو کتاب مضبوط است که آن قضیه در روز دوشنبه دهم محرّم سال شصت و یکم هجری واقع شده، و مع هذا، با هیچ یک از تواریخ سابقه و لاحقه بر آن ـ که مذکور شد ـ موافق نیست، بیانش این که دوشنبه بودن دهم محرم مذکور، مستلزم این است که غرّه ربیع الاوّل آن سال از دوشنبه و سه شنبه و چهارشنبه خارج نباشد، و حال آن که دوشنبه بودن غرّه ماه ربیع الاوّل در سال مولد، چنان که سابقاً تحقیق شد، مقتضی آن است که بنا بر ضوابط مذکوره حسابیه، چون از سال مولد تا این قضیه، صد و سیزده سال است و بعد از اسقاط اسبوعات از آن، اقلاً سه روز میماند، غرّه ربیع الاوّل سال شهادت، سه روز بعد از دوشنبه باشد، و ایضاً از جمعه بودن غرّه ربیع الاوّل سال وفات حضرت امام حسن عسکری٧ چون ما بین قضیتین صد و نود و نه سال است، و موافق ضابطه مذکوره، بعد از اسقاط اسبوعات از آن یک روز میماند، لازم آید که غره ماه مذکور در سال شهادت، یک روز قبل از جمعه باشد. پس هر دو صورت مقتضی آن است که غرّه ربیع الاوّل سال شهادت پنج شنبه باشد. پس اقلاً یک روز تفاوت میکند. پس سبب این تفاوت چه تواند بود؟
جواب گوییم که: وقوع قضیه مذکوره در دوشنبه، متفقٌ علیه این دو بزرگ نیست مطلقاً؛ زیرا که شیخ مفید; اگرچه در المقنعه دوشنبه ذکر کرده،[٢] اما بعد از آن فرموده که: و قیل یوم الجمعة و قیل یوم السبت.[٣] و در الارشاد تصریح کرده که یوم السبت بوده است،[٤] و لیکن چون قول او در المقنعه موافق الکافی است و اصحّ اقوال مینماید و تجویز وقوع آن در یوم السبت یا یوم الجمعه، چنان که کثیری از اهل تواریخ عامه بر آن رفتهاند که بسیار ظاهر الفساد است، و به جهت آن که تفاوت فاحش است، قابل توجیه نیست؛ چنان که بر متأمّل ظاهر میشود.
[١]. المقنعه، ص٤٥٦.
[٢]. در تلقیح فهوم اهل الاثر فی عیون التاریخ و الاثر، (چاپ قاهره)، ص٨٢ آمده است: و مات فی یوم الاثنین غرة ربیع الاول حین اشتد الضحی، و قیل للیلتین خلتا منه، و قتل لاثنتی عشرة خلت منه، و هو اصح.
[٣]. در اصل: آن که.
[٤]. المقنعه، ص٤٦٧.