علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٩٣ - ديدگاه كليني، مفيد و دربارۀ روز ميلاد پيامبر اكرم
سال مذکور دوشنبه است، البته، پس روز جمعه که به اتفاق مولد است در شهر مذکور، مطابق دوازدهم تواند بود، نه هفدهم و هو المطلوب.
دلیل دیگر
آن که در هر دو کتاب از هر دو بزرگ طایفه ـ نور الله مرقدهما ـ تصریح شده که مبعث حضرت خاتم النبیین ـ صلّی الله علیه و آله ـ به چهل سال بعد از ولادت آن حضرت است، و موافق حدیثی که رئیس الطایفه; در مصباح، در تعیین روز آن روایت فرموده و معارض ندارد، و مطابق روز شنبه بوده موافق بیست و هفتم رجب، چنان که معمولٌ به علمای خاصه است، پس میباید که غرّه رجب سال مبعث، روز دوشنبه باشد. پس غرّه ربیع الاول آن سال ـ که چهار ماه بر آن مقدم است ـ لامحاله سه شنبه است یا دوشنبه؛ بنا بر آن که از عدد ایام آن ـ که صد و هیجده یا صد و نوزده است ـ غالباً بعد از اسقاط اسبوعات یا شش روز میماند یا هیچ نمیماند، و اول مستلزم آن است که سه شنبه باشد، و ثانی مستلزم آن که دوشنبه باشد.
و چون این مقرر شد، میگوییم که از غّره ربیع الاوّل سال مبعث تا غرّه ربیع الاوّل سال مولد ـ که چهل سال تمام است ـ بنا بر ضابطهای که سابقاً در عدد ایّام سال و کبایس تصویر شد، بعد از اسقاط اسبوعات از ایّام آن چیزی نمیماند؛ زیرا چهل سال مشتمل است بر پانزده کبیسه و بیست و پنج غیر کبیسه. و سابقاً معلوم شد که از هر سال کبیسه، پنج روز بعد از اسقاط اسبوعات باقی میماند، و از هر سال غیر کبیسه چهار روز، پس مجموع بقایای اسبوعات جمیع چهل سال مذکور، صد و هفتاد و پنج روز باشد که بیست و پنج هفته است بیزیاده و کم. پس لازم آید که غرّه ماه مولد نیز مطابق روز دوشنبه یا سه شنبه باشد و احتمال سه شنبه ـ چنان که سابقاً بیان شد ـ به اتفاق، ساقط است. پس دوشنبه معین است و مستلزم آن که روز جمعه مطابق دوازدهم باشد، نه هفدهم، و هو المطلوب.
و پوشیده نماند که در عدد ایّام چهار ماه مذکور، بنا بر آن که مقرّر است که چهار ماه متوالی تمام و سه ماه متوالی ناقص امکان دارد، سوای دو احتمال غالب ـ که مذکور شد ـ دو احتمال نادر نیز هست:
اوّل، آن که هر چهار ماه تمام باشد و عدد ایّام آن صد و بیست شود. پس بنا بر این احتمال یکشنبه نیز در غرّه ربیع الاوّل مذکور میرود، و وجه ابطالش آن که به دستور احتمال سه شنبه به اعتبار این که مستلزم خلاف اتفاق است، ساقط است.
دوم، آن که سه ماه از آن ناقص باشد و عدد ایّام آن صد و هفده شود. پس بنا بر این، احتمال چهارشنبه نیز اضافه احتمالات ثلاثه میشود. و چون ظاهر است که این احتمال مستلزم خلاف اتفاق مذکور است، در ابطال آن میگوییم که بر فرضی که سه ماه از چهار ماه مذکور، خواه متوالی و خواه غیر متوالی ناقص باشد، لامحاله، جبر این نقصان در هشت ماه تتمه این سال به عمل خواهد آمد تا لازم نیاید که عدد ایّام مجموع سال کمتر از سیصد و پنجاه و چهار باشد. پس عدد ایام هشت ماه مذکور اقلاً دویست و سی و هفت و بر تقدیر آن که سال کبیسه باشد، دویست و سی و هشت خواهد بود.
پس بنا بر این، چون غرّه رجب سال مبعث آن حضرت دوشنبه بوده، غرّه ربیع الاوّل سال دوم از مبعث، یکشنبه یا دوشنبه باشد. و از این لازم آید که غرّه ربیع الاوّل سال وفات آن حضرت ـ که بیست و