علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٧٣ - ديدگاه كليني، مفيد و دربارۀ روز ميلاد پيامبر اكرم
و به دليل فوايد عملى آن، روى آن، حسّاسيت وجود داشته است؛ امّا آنچه كه در شيعه وجود دارد، اعتبار دادن به اين روزها به عنوان روز عيد يا سوگ، نكتهاى است كه اهل سنّت براى آن اهميتى قايل نبودند؛ براى مثال، ديده نشده است كه در قرون نخستين اسلامى، اهميتى براى روز ولادت پيامبر٦ قايل باشند. اين در حالى است كه در ميان شيعيان، از كهنترين ايّام، آثارى در اين زمينه وجود داشته است.
با اين حال، اختلاف نظر ميان شيعيان نيز وجود داشته است و راه حل براى عالمان اين رشته، بخصوص براى آسان كردن كار مردم آن بوده است كه يك تاريخ را بر اساس روشهايى كه داشتهاند و بيشتر بر اساس شهرتى كه محصول بررسى علمى و مسائل ديگر بوده است، يك روز را معين مىكردهاند؛ امّا در بسيارى از موارد، در يك موضوع، تاريخهاى مختلف ارائه مىشده، بدون آن كه يكى از آنها دقيقاً درست دانسته شود.
اختلاف نظر در تواريخ شرعي
اختلاف نظر در تعيين تاريخ براى هر رويدادى وجود دارد و نمونههاى آن در تواريخ اسلامى و درباره رويدادهاى مختلف نيز فراوان است؛ امّا به طور معمول، سه نوع نگاه در تعيين تاريخهاى شرعى مطرح است.
نخست، نگاه روايى بر اساس نقلهايى كه رسيده و محدّثان و اخبارىها آن را روايت مىكنند. اين افراد، به طور معمول، به يك قول از يك معصوم يا يك شخصيت برجسته مذهبى اعتماد مىكنند.
دوم، نگاه مورّخان كه شكل سندى به نقل خود نمىدهند و علاوه بر آن، منابع خاص خود را دارند.
سوم، نگاه منجّمان؛ مانند: سلامى، بتانى، حمزه اصفهانى، بيرونى يا محمّد بن ايّوب طبرى كه آنان نيز به جز استفاده از نقلهاى مورّخان و احياناً محدّثان، جستجوهاى نجومى براى يافتن طالع دارند و اين كه مثلاً در فلان تاريخ، آيا طالعى براى ظهور شخصيتى كه در حد پيامبر خدا٦ باشد، وجود دارد يا نه؟ دربارۀ بخش اخير مىتوان به آثار الباقية بيرونى مراجعه كرد.[١] هرچه هست، دامنه اختلاف در اين باره، زياد است.
در نگاه اوّل، اختلاف نقلها در باب ولادت پيامبر خدا٦ قدرى شگفت مىنمايد و اين شگفتى، وقتى بيشتر مىشود كه به اختلاف درباره تاريخ مبعث، هجرت، و وفات آن حضرت برسيم.
اِربلى در اواخر قرن هفتم، درباره ولادت پيامبر خدا٦ و با توجّه به اختلاف نظر موجود در آن، به ساير اختلافات هم اشاره كرده، مىنويسد:
إن اختلافهم فى يوم ولادته سهل؛ إذ لم يكونوا عارفين به، و بما يكون منه، و كانوا اُميّين لا يعرفون ضبط مواليد أبنائهم. فأمّا اختلافهم فى موته فعجيب. و الأعجب من هذا مع اختلافهم فى الأذان و الإقامة، بل اختلافهم فى موته أعجب؛ فإن الأذان ربّما ادّعى كل قوم أنهم رووا فيه رواية، فأمّا موته فيجب أن يكون معيناً معلوماً.[٢]
[١]. كتابخانه ابن طاووس، ص١٠٣.
[٢]. نمونه آن الفضل المنيف في المولد الشريف، از صلاح الدين صفدى است كه نسخهاى از آن در اختيار ميرزا حسين نورى بوده و در ميزان السماء در تعيين ولادت خاتم انبيا چاپ شده در: ميراث حديث شيعه، دفتر ششم، ص٣٨٧ ـ ٤٤٣ از آن نقل
كرده است.