علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٢٢٨ - جُستاری در اهداف سفرهای حدیثپژوهی
در طبقه[١] صغار اصحاب، دقت بيشتري در پذيرش و نقل روايات صورت ميگرفت؛ چنانكه مجاهد بن جبر مكي گويد:
بشير العدوي بهسوي ابنعباس آمد و شروع به نقل حديث نمود، اما ابنعباس اجازه نقل به او نميداد تا بالاخره گفت:
«درگذشته، اگر زماني ميشنيديم كه مردي ميگويد رسول خدا٦ چنين فرمود، چشمانمان خيره ميشد و به او گوش ميداديم و اما وقتي زمانه تغيير كرد، جز از آنكه او را ميشناختيم، حديثي اخذ نكرديم».[٢]
با گذشت عصر صحابه سختگيريها بيشتر شد. طبق نقل محمد بن سيرين (م١١٠ق) تابعي معروف، چون فتنهها آشكار شد، طالبان حديث خواستار سند احاديث و واسطههاي نقل متن شدند. اگر از اهل ديانت بودند، حديثشان پذيرفته ميشد و اگر از اهل بدعت بودند، حديثشان به كناري ميرفت.[٣]
تمسك به اسناد در عهد زهري و اقرانش[٤] از صغار تابعان شايع شد و در اواخر قرن اول و اوايل قرن دوم هجریبه سيادت رسيد؛ به طوري كه شرط اعتبار روايات و اساس اعتماد در قبول و ردّ آنها شد.
در دوران اتباع تابعان، علماي حديث باب جرح و تعديل را توسعه دادند و از پذيرش اخبار و روايات راويان مجهولالحال خودداري ورزيدند. در مورد ابوالزنّاد، از اصحاب امام سجاد٧[٥]، نقل است كه او در شهر مدينه صدنفر را مشاهده كرد كه كسي احاديث ايشان را قبول نميكرد و دليل آن نيز، عدم صلاحيت آنها براي نقل روايت بود.[٦]
به دنبال چنین تلاشهایبيوقفهایاز علماي اقدم بود كه حاكم نيشابوري از بزرگان حديث در قرن چهارم، بيان داشت:
اگر اسناد و كثرت مواظبت مسلمين بر آن نبود، درخشش و تابندگي اسلام از بين ميرفت و ملحدان و بدعتگزاران بر وضع احاديث راه مييافتند و اسانيد را مقلوب ميكردند.[٧]
و در نهایت، آنچه اجرایقوانین اسناد را ممکن میساخت، سفر و نقل و انتقال محدثین و علمایرجال بود.
از میان طرق تحمّل حدیث[٨]، «سماع»[٩] برترین و معمولترین شیوه بود که اساس سفرهایعلمیرا به دیدار علما و کسب شفاهیروایات از ایشان اختصاص میداد.
[١] در اصطلاح، عبارت از جماعتي است كه در سنّ و ديدار مشايخ مشترك باشند. (تلخیص مقباس الهدایة، ص٢٠٤)
[٢]. الكفاية في علم الرواية، ص٥٦٩؛ السنة قبلالتدوين، ص١٧٩.
[٣]. معجمالبلدان، ج١، ص٤٠٠.
[٤] أقران: افرادي كه در سنّ يا اسناد يا ديدار و اخذ از مشايخ قرين يكديگر باشند. ( تلخیص مقباس الهدایة، ص٥٤)
[٥]. سیر اعلام النبلاء، ج٩، ص٣٩٦، ش١٢٨.
[٦]. همان، ج٨، ص٢٠٦، ش١٤١٨.
[٧]. ر.ک: پایاننامه کارشناسی ارشد نگارنده با عنوان «پژوهشی در رحلههای حدیثی در چهار قرن نخستین اسلام» به راهنمایی دکتر محمد علی مهدوی راد و مشاوره دکتر کاظم قاضی زاده، تهران: دانشگاه تربیت مدرّس، شهریور ١٣٨٥ش.
[٨]. طلب العلم فريضه علي كلّ مسلم ألا إنّ الله يحبّ بغاه العلم؛جستجوي دانش بر هر مسلماني واجب است، همانا خداوند طالبان دانش را دوست ميدارد. (الکافی، ج١، ص٣٠)
[٩]. نَضّر الله عبداً سمع مقالتي فوعاها ثمّ ادّاها إلي من لم يسمعها؛ خداوند كسي را كه سخن مرا بشنود، حفظ نمايد و به غايبان برساند، بيامرزد (شاداب و سرزنده دارد). ( الکافی، ج١، ص٤٠٣؛ سنن الدارمي، ج١، ص٧٥)