علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٨٢ - ديدگاه كليني، مفيد و دربارۀ روز ميلاد پيامبر اكرم
روز هفدهم اين ماه، مولد پيغمبر٦ بوده است. روز آدينه نزديك برآمدن صبح، در آن لحظه كه فيل آوردند تا كعبه را خراب كنند. روز بزرگوارى است و در روزه داشتن اين روز، ثواب جزيل است و فضل بسيار. و اين روز، يكى است از آن چهار روز كه در سال روزه ببايد داشت. روايت كردهاند از ائمّه: كه گفته: هر كه روز هفدهم ماه ربيع الأوّل روزه دارد، خداى تعالى بنويسد وى را ثواب يكساله روزه و سنّت بود صدقه دادن در اين روز و زيارت مشاهد ائمّه: كردن.[١]
نويسنده نزهة الزاهد هم در سال ٥٩٨ ق، نوشته است:
هفدهم اين ماه بود مولد پيغمبر٦. روايت كردهاند از ائمّه: كه هر كه اين روز روزه دارد، خداى تعالى، وى را روزه يكساله بنويسد و مستحب بود در آن، صدقه دادن و زيارت مشهدها كردن.[٢]
در يك روايت داستانى هم كه در بحار الأنوار آمده است، به نقل از واقدى، ولادت پيامبر٦، شب جمعه، قبل از طلوع فجر روز هفدهم ربيع الأوّل ذكر شده است.[٣]
پس از وى، طبرسى نيز در اعلام الوري، همين نظريه را پذيرفته و آن را عقيده شيعه دانسته و برابر آن را نظريه اهل سنّت مىداند كه روز تولّد را دوشنبه دوم ربيع الأوّل يا دهم آن مىدانند.[٤]
شهرت روز هفدهم، به حدّى است كه بعدها مجلسى نوشت:
اتّفاق اماميه روى همين تاريخ است؛ گرچه بيشتر مخالفان، روز دوازدهم را معيّن كردهاند، تنها كلينى، روز دوازدهم را گفته است كه مىتواند اختيار آزادانه او يا از روى تقيّه باشد.[٥]
به هر روى، روز هفدهم، به عنوان روز ولادت، تقريبا ميان شيعه شهرت داشته و اجماعى تلقّى شده است.[٦]
مرحوم مجلسى از كتاب مواليد الأئمّة: نقل كرده است كه ولادت پيامبر٦ در هفدهم ربيع الأوّل عام الفيل، روز جمعه در وقت زوال بوده و گفتهاند كه وقت طلوع فجر، چهل سال پيش از بعثت، و مادرش در ايام تشريق در نزديكى جمره وسطى در منزل عبد الله بن عبد المطلب، حامله شد و در شعب ابى طالب، خانه محمّد بن يوسف در زاويه انتهايى.[٧] البته در همين كتاب مواليد الائمّة آمده است:
گفتهاند كه تولّد، روز دوشنبه آخر روز دوازدهم ربيع الأوّل سال ٩٠٨ اسكندرى در شعب ابى طالب، در وقت پادشاهى انوشيروان بوده است.[٨]
[١]. مصباح المتهجّد، ص٧٩١.
[٢]. التهذیب، ج٦، ص٢؛ النهایة، ص١٦٩؛ المبسوط، ج١، ص٢٨٢.
[٣]. ذخيرة الأخرة (به كوشش: رسول جعفريان، قم: انصاريان)، ١٣٧٥ ش، ص١٠٦.
[٤]. نزهة الزاهد (به كوشش: رسول جعفريان، تهران: ميراث مكتوب، ١٣٧٦ ش)، ص٣٥٣.
[٥]. ر.ك: بحار الأنوار، ج١٥، ص٢٨٧.
[٦]. ر.ك: اعلام الوري، ج١،ص ٤٢. نظريه دوم يا دهم، رواياتى است كه در طبقات ابن سعد ج١، ص١٠٠ ـ ١٠١ آمده است.
[٧]. بحار الأنوار، ج١٥، ص٢٤٨.
[٨]. ميزان السماء، ص٤٢٧.