علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٢٣٥ - جُستاری در اهداف سفرهای حدیثپژوهی
به فتواینادرست ابوحنیفه پیبرد.[١] یا سفیان ثوری،[٢] زید شحّام[٣] و ابن ابیعوانه(از موالیبنیامیه)،[٤] هریک جداگانه از امام صادق٧ در کیفیت استلام حجرالاسود توسط پیامبراکرم٦ پرسیدند و علت تفاوت عمل امام٧ را جویا شدند.
ب. عدهایدر پیپاسخ سؤال دیگران نزد امام میرفتند؛ ازجمله: داود الرقّیکه یکیاز خوارج سؤالیاز او در مورد آیه Gمِنَ الضَّأْنِ اثْنَيْنِ وَمِنَ الْمـَعْزِ اثْنَيْنِF پرسید و چون نمیدانست، حجّ گزارد و از امام صادق٧ جواب را برایاو آورد و مرد خارجیبا شنیدن پاسخ صحیح، بلافاصله به سرچشمه و گوینده اصلیپیبرد.[٥]
ج. افرادینیز با دیدن امام در صفوف طواف، به هر نحو ممکن، از محضر حضرتش بهره میبردند.[٦]
٣-٧. تأثیر در بهبود اوضاع فرهنگی - دینی شهرهای مقصد
برخیاز علمایحدیث در جریان سفرهایشان با درک اوضاع و آگاهیاز شرایط مردم شهر مقصد، با نگارش کتاب، سعیدر درمان بیماریذهنیو هدایت ایشان نمودند؛ نمونه بارز این افراد:
١. احمدبنشعیب نسايیصاحب السنن بود که با سفر به بلاد شام و ثغور (شهرهایمرزی) با دیدن ازدیاد منحرفان از امیرمؤمنان علی٧ در شهر رمله اقدام به تألیف کتاب الخصائص فی فضل علی بن ابیطالب و اهل البیت ٧ نمود و روایات فضايل معاویه را مورد نقد و جرح قرار داد.[٧]
٢. صاحب دومین كتاب از کتب اربعه شیعه، شیخ صدوق;، کتاب من لایحضره الفقیه را در قصبه ایلاق شهر بلخ، در پیدرخواست یکیاز دردآشنایان دین به نام شریفالدین نعمه، و درک شرایط مردم آن دیار ـ که از کانون علمیعالم اسلام دور بودند ـ به نگارش درآورد.[٨]
٣. همچنين ایشان در پیدرک سرگردانیشیعیان در امر امام غایب٤ و مشاهده شبهات و اختلافات رایج مردم، خطر بزرگیاحساس نمود و برایحفظ شیعه از شرّ فتنه و فروپاشیحتمیبه مبارزات فکریو مباحثات علمیپرداخت. از جمله تلاشهایگرانمایه این عالم، مجالس متعدّد مناظره با مخالفان در ریّنزد رکنالدوله بویهی، در نیشابور پس از مراجعه از زیارت امام رضا٧ و در بغداد بود[٩] که به نگارش آثاریهمچون رسالة فیالغیبة إلیالریو المقیمین بها، کتاب مسأله نیشابور و الرسالة الثانیة إلیبغداد، انجامید[١٠] و اگر سفرهایشیخ به این بلاد و مشاهده مستقیم اوضاع عقیدتیپیروان مذهب نبود، ضربهایبزرگ به اعتقادات شیعیان در امر حجّت٤ وارد میگردید.
[١]. سیر اعلام النبلاء، ج١٠، ص٣٣٣، ش٢١٤٣.
[٢]. نورالدين عتر، مقدمه الرحلة في طلب الحديث، ص٢٠٧.
[٣]. سیر اعلام النبلاء، ج١٠، ص١٣٥، ش٢٠٢٤.
[٤]. الإرشاد فی معرفة علماء الحدیث، ج١، ص١٩٧- ١٩٨؛ مدرسة الحدیث فی الیمن، ص٤٦٨.
[٥]. مدرسة الحدیث فی الیمن، ص٢٠٤.
[٦]. تاریخ یحیی بن معین، ج١، ص٩٢.
[٧]. سیر اعلام النبلاء، ج٨، ص٢٥٢، ش١٤٤٠.
[٨]. همان، ج٩، ص١٧٧، ش١٦٩٥.
[٩]. همان، ج١٢، ص٢١٨، ش٣٢٣٦.
[١٠]. سیراعلام النبلاء، ج١٠، ص٦١٠، ش٢٣٥٠.