علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٢٣٣ - جُستاری در اهداف سفرهای حدیثپژوهی
علاوه بر مواردیکه به کثرت افراد در مجالس حدیثشان اشاره شده است، اشخاصیهستند که تعداد بسیار احادیث منقول از ایشان در سفر به یک شهر مورد توجه است؛ به خصوص که از حفظ بیان نمودهاند، نه از روینوشته؛ مثلاً در مورد غیاثبنابوعمر کوفی (م١٩٤ق) گویند جميع آنچه در بغداد و کوفه نقل نمود، قريب سه يا چهارهزار حديث، از حفظش بود.[١]
البته در مواردی اغراق در اعداد بیشتر است؛ مثلاً گویند ابوداود طیالسی(م٣٢٣ق) چهلهزارحدیث از حفظ بر مردم اصبهان نقل کرد[٢] وگفت: از نقل آن فخریندارم، در حالي که در سينهام دوازده هزار حديث از عثمان البریاست که احدیاز مردم بصره از من نپرسيد؛ لذا به اصبهان آمدم و آنجا نقل نمودم.[٣]
و فرزند اسحاقبنبهلول تنوخی (م٢٥٢ق) نقل حدیث پدرش را در بغداد، بالغ بر پنجاه هزار حدیث از حفظ دانسته است که در هیچ یک خطاییهم صورت نداد.[٤]
٣-٥. بررسی احوال روات
از دیگر اهداف سفر محدثان و بخصوص علمایرجال، بررسیعدالت و وثاقت روات و آزمایش حفظ و تیقّن آنها از طریق ملاقات، گفتوگو و پرسشهاییدر احوال ایشان است؛ نظير سفري كه يحيي بن معين همراه احمد بن حنبل به مدينه داشت و در راه، وقتي به كوفه رسيدند، به احمد بن حنبل گفت: ميخواهم ابونعيم را بيازمايم. لذا سيحديث از احاديث او را در ورقي نگاشت و در ميان آنها سه حديث از غير او قرار داد، ولي وي هر سه را تشخيص داد.[٥]
همچنین ابوکُریب محمد بنعلاء کوفی (م٢٤٨ق) در سفر نزد یحییبنحمزه با دیدن اودر لباس قضاوت، دیگر حدیثیاز وینقل ننمود.[٦] همة این مطالب حکایت از اهمیت بررسیناقلان حدیث نزد محدثان دارد.
٣-٦. ملاقات علما و مذاکره در فهم و نقد احادیث
بررسیرحلات حدیثینشان میدهد که محدثان، گاهیبه صورت گروهیسفر میکردند تا در اثنایاین نقلو انتقالات به مبادله دانش و مباحثه در فهم و درک احادیث و تمییز صحیح و سقیم آن، با دیگر بزرگان حدیث بپردازند؛ از آن جمله احمدبنحنبل، یحییبنمعین و علیبنمداینیهستند که در سفر به مکّه یکدیگر را مشایعت میکردند[٧] و یا عبداللهبنفرّوخ به همراهیبهلولبنراشد و عبداللهبنعمر بنغانم از افریقیه سویمشرق عالم اسلام سفر نمود.[٨]
[١]. المحدث الفاصل، ص٢٢٩، ش١٢٠؛ الرحلة في طلب الحديث، ص١٥٧-١٥٩، ش٦٣ .
[٢]. سير اعلام النبلاء، ج١٢، ص٢٢١، ش٣٢٣٦.
[٣]. همان، ج١٢، ص١١٩، ش٣١١٣.
[٤]. رجال النجاشی، ص٣٧٩ (ذیل ش١٠٣٢ محمد بن ابی بکر همام بن سهیل)؛ رجال الطوسی ص٢٦٥ ش٧١٤.
[٥]. تاریخ الکبیر، ج٣، ص٤٢٣.
[٦]. الإکمال فی أسماء الرجال، ص١١٥.
[٧]. تهذیب الکمال ج١٨، ص٥٢ و ٥٣.
[٨]. رجال ابن داود، ص١٨٤.