علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٢٣١ - جُستاری در اهداف سفرهای حدیثپژوهی
اما نهتنها دقت در سند حديث از زمان علماي سلف، سنتي در ميان محدثان بود[١]؛ بلكه اخذ احاديث با اسناد عالي نيز اهميت ويژهاي داشت و افرادي نظير محمدبنمسلم طوسي، قرب الأسانيد را نزديكي به خداوند و سفر با اين هدف را مستحب ميدانستند[٢] و محمد بن طاهر مقدسي نيز معتقد به اجماع اهل نقل بر طلب علوّ اسناد بود.[٣]
در توضيح اسناد عالي، حاكم نيشابوري[٤] معتقد است كه به تعداد رجال سند، بستگي ندارد، بلكه فهم راوي ملاك است؛ چهبسا اسنادي كه هفت، هشت يا ده واسطه دارد، ولي اعلي از همان سند با وسايط كمتر است؛ چنانكه علي بن خشرم در مورد وكيع ميآورد[٥]: از ما پرسيد كدام يك از دو سند ذيل نزد شما بهتر است؟ آنكه اعمش از أبيوائل، از عبدالله بياورد، يا سفيان از منصور، از ابراهيم، از علقمه، از عبدالله؟ گفتيم: اوّلي و او پاسخ داد: سبحانالله كه اعمش و ابووائل شيخاند، ولي سفيان و منصور
و ابراهيم و علقمه همگي فقيهاند و حديثي كه در بين فقها بگردد، بهتر از حديثي است كه شيوخ
انتشار دهند.
در هر صورت، علوّ را به هر معنايي بگيريم، با مسافرت و اخذ حديث از راوي ـ كه مورد اعتماد راحل است ـ حاصل ميگردد؛ چنانکه از ابوالعاليه رياحي نقل است كه گفت:
ما روايتیرا در بصره از اصحاب رسول خدا٦ میشنيديم، ولیراضینميشديم تا آنکه به مدينه رفته و از زبان خودشان ميشنيديم.[٦]
زيد بنحُباب بن ريّان[٧]، پس از آنكه به دنبال حديث «فرق مابين صيامنا وصيام اهل الكتاب اكلة السحر»، به سراغ أسامه به مدينه رفت و در آنجا شنيد كه موسي بن عُلَيّ ـ كه اسامه از او شنيده است ـ در مصر زنده است، مركبش را سوار شد و راهی مصر گردید و بالأخره حديث را از خود وی شنید.[٨]
توجه به اسناد عالی از چنان اهمیتی برخوردار بود که نقل است ابوعلینیشابوریوقتیدر سال ٣٠٣ق از ابنابیخزیمه اجازه خروج از عراق خواست، ویگفت: تو به دليل سفرهایبسيارت صاحب احاديث عالیالاسنادیهستیو در حفظ و اتقان بر همه سبقت داریو ما از تو بهره میبريم؛ پس نرو! [٩]
و برخیهمچون قاسمبنأصبغ اندلسی(م٣٤٠ق) به دلیل سفرهایبسیاریکه در طلب علوّ سند نموده بود، مرکز توجه مردم شهر خویش شد و علوّ سند در اندلس به وی منتهیگردید.[١٠]
[١]. رجال الطوسی، ص١١٤.
[٢]. المحدث الفاصل، ص٢٢٣، ش١١١؛ معرفة علوم الحديث، ص١١٨.
[٣]. سنن الدارمي، ج١، ص١٤٠؛ الرحلة في طلب الحديث، ص١٤٧، ش٥٧.
[٤]. المحدث الفاصل،ص٢٢٣، ش١١٢؛ الرحلة في طلب الحديث، ص١٤٤، ش٥٣.
[٥]. معرفة علوم الحدیث، ص١١٩، ش١٦.
[٦]. مدرسة الحديث فيالقيروان، ج١، ص٢٢٦.
[٧]. معرفة علوم الحديث،ص١١٧؛ تدريب الراوي، ص١٦٠.
[٨]. الرحلة في طلب الحديث، ص١٦٤، ش٦٦.
[٩]. سیر اعلام النبلاء، ج ٤، ص٣٣٨، ش٢٦٠.
[١٠]. المحدث الفاصل، ص٢٢٣؛ الرحلة في طلب الحديث، ص١٤٨، ح ٥٨.