علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ١٩٢ - غالیان و اندیشه تحریف قرآن
حضور غاليان در حوزههای علمی ـ حدیثی
غلات، به عنوان يك جريان فكري، تأثيرات قابل توجهي را بر فضاي فرهنگي جامعه شيعي ايجاد ميكردند. ائمه: نيز، همواره خطر اين گروه را به پيروان خود گوشزد مينمود و چنين افكاري را طرد ميكردند. از پيامبر٦ نقل شده است كه از غلو در دين خود بر حذر باشيد كه غلو در دين، پيشينيان شما را نابود ساخت.[١] يا اينكه فرمودند: دو گروه از امت من، بهرهاي از اسلام ندارند: يكي آنكه عليه اهلبيت من جنگ در پيش گيرد و ديگر آنكه در دين غلو كند و منحرف شود.[٢] از حضرت علي٧ نقل شده است كه دو كس به خاطر من به هلاكت رسيدند؛ عاشق غالي و دشمن خشمگين.[٣] يا در جاي ديگري فرمودند: از غلو درباره ما حذر كنيد.[٤] امام صادق٧ ميفرمايند: از غلات نسبت به جوانان خود برحذر باشيد؛ مبادا آنان را فاسد سازند.[٥] هم ايشان ميفرمايند: كمترين چيزي كه به وسيله آن، انسان از ايمانش خارج ميشود، آن است كه در مجلس يك غالي بنشيند، سخنانش را گوش دهد و آنها را تصديق كند. [٦] در جاي ديگري نيز، ايشان درباره ياران ابوالخطاب و غلات به مفضل فرمان ميدهد: اي مفضل، با آنها نشست و برخاست نكنيد و با آنها نخوريد و نياشاميد و با آنها مصافحه نكنيد و به آنها
ارث ندهيد.[٧]
اما با وجود صدور چنين ارشاداتي از ناحيه ائمه:، معارف شيعه از دستبرد غاليان و افكار غاليانه مصون نماند. در اينجا به مواردي از اين تأثيرات سوء اشاره ميكنيم:
ارائه تصويري غلط از ائمه:
غلات، به مقتضاي تفكر افراطي گرايانه خود نسبت به ائمه:، سعي در اين داشتند تا ائمه: را از آنچه هستند، بالاتر نشان دهند. غلو در فضايل و مناقب ائمه اطهار: يا ساير بزرگان ديني، بخصوص اثبات علم غيب و اعتقاد به تفويض و كارگزاري و دخالت مستقل ائمه: در خلقت، تقسيم ارزاق و تعيين آجال بندگان، انتساب برخي از معجزات و كرامتها به آنان را، بدون آنكه تمام معجزات و كرامات صادر شده را نفي كنيم، ميتوان نمونههايي از اين دست دانست. احاديث زيادي وجود دارند كه ائمه اطهار: در زمان خود، غاليان را از خود راندند و انديشههايشان را رسوا كردند و از آنها تبري جستند و آنان را لعن نمودند و از شيعيان نيز خواستند چنين نمايند. ائمه: در ارشادات خود اظهار ميداشتند كه خود، بندگان خداوند هستند، نميتوانند، به صورت مستقل، براي خويش سودي جلب كنند يا زياني را دفع نمايند، خدا يا پيامبر نيستند، علم غيب نميدانند، حلال و حرام را از كتاب خدا ميگيرند، مقدراتشان به
[١]. غاليان، كاوشي در جريانها و برآيندها، ص٦٣ - ٦٥.
[٢]. المفردات في غريب القرآن، ص٣٦٥.
[٣]. تاريخ شيعه و فرقههاي اسلامي تا قرن چهارم هجري، ص١٥١.
[٤]. معجم رجال الحديث و تفصيل طبقات الرواة، ج١٩، ص١٣٦.
[٥]. من لا يحضره الفقيه، ج١، ص٣٥٨.
[٦]. تصحيح الاعتقاد، ص١٣٥.
[٧]. تنقيح المقال، ج١، ص٢١٢.