علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٣٥ - انگاره تكرار نزول آيه
عسقلاني[١] قايل به تكرار نزول اين آيه هستند. و هیچ توجهی به وجود روایت در صحیح البخاری یا حضور راوی به عنوان شاهد ماجرا، به عنوان ملاکهای مهم پذیرش این نوع روایات، نمیکنند. قبلاً اشاره شد که ترمذي، حاكم نيشـابوري و قرطبــی همين سبب را براي نزول آيه ١٠٩ سورة كهف[٢] آوردهاند.
در میان متأخران، نصر حامد ابوزید ـ که به روش قرائت سیاقی (یا قرائت متن در افق تاریخی آن) پافشاری میکند و از پیوند آموزههای وحیانی با آگاهیهای مردمان عصر نزول بحث میکند، به تفصیل، از نقش محیط در شکل دادن به قالب الفاظ و استدلالهای قرآنی سخن میگوید. وی از طریق ارتباط دیالکتیکی میان نص و واقع، ذیل آیه مذکور نوشته است:
نگریستن از طریق حضور متن در درون واقعیت و ارتباط دیالکتیکی آن دو، مکی بودن آیه را اثبات میکند.[٣]
عمادالدين رشيد تساهل در پذیرش روایات اسباب نزول را باعث پیدایش عقیده تکرار نزول میداند.[٤] وی در دو مورد، البته به صورت احتمال، تكرر نزول را مطرح كرده است.[٥]
مخالفت با این باور، از دیر باز، یعنی همان ابتداي ظهور اين ايده وجود داشته است؛ چنان كه سيوطي اين مخالفت را به صاحب كتاب الكفيل بمعاني التنزيل نسبت داده است كه به نظر او تكرر نزول تحصيل حاصل و بیفایده است.[٦]
سیوطی در مقام رد او، به گفتار زرکشی استناد کرده که تکرار نزول دارای فایده است.[٧]
وی در لباب النقول فقط در سه مورد، به شکلی قاطع، تکرار نزول را پذیرفته و در دو مورد احتمال تکرار داده است.
ابن حجر عسقلاني نوشته است:
اگر جمع روايات ممكن نبود، تعدد نزول را ميپذيريم، ولي اصلْ عدم تعدد است.[٨]
[١]. البرهان فی علوم القرآن، ج١، ص١٢٣ـ١٢٤.
[٢]. تفسیر القرآن العظیم، ج٣، ص٦٣.
[٣]. فتح الباری، ج٨، ص٢٥٣.
[٤]. «قُل لَّوْ كَانَ الْبَحْرُ مِدَاداً لِكَلِمَاتِ رَبِّي لَنَفِدَ الْبَحْرُ قَبْلَ أَن تَنفَدَ كَلِمَاتُ رَبِّي وَلَوْ جِئْنَا بِمِثْلِهِ مَدَداً».
[٥]. معنای متن، ص١٥٨.
[٦]. اسباب النزول وأثرها فی بیان النصوص، ص٢٢٥.
[٧]. همان، ص٢٢٥.
[٨]. صاحب اين كتاب عمادالدين الكندي (م٧٤١ق) است. حسين احمد نوشته است: به نسخهاي از اين كتاب ـ كه در الجامعه الإسلاميه با شماره ٢١٤٣ بود ـ مراجعه كردم، ولي آنچه سيوطي آورده است، نيافتم، شايد اين جمله در جزو اول گم شده اين كتاب، يعني بخش مقدمه و سوره فاتحه و آيات ابتدايي سوره بقره باشد. (ر.ک: المنار فی علوم القرآن، ج١، ص١١٢)