علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٢٣٦ - نقد و بررسی روایات هاروت و ماروت
مصنفات ابن ابی الحدید، بویژه شرح نهج البلاغهاش، مذهب او را تعیین نمیکند، شرح نهج البلاغه بزرگترین برهان و نشانه بر این است که او شیعه نبوده، و تنها از ارادتمندان و دوستداران اهل بيت بوده است، هم اوست که به گاه حمد و سپاس الهی گفت:
و قدّم المفضول على الأفضل لمصلحة اقتضاها التكليف.[١]
در حقیقت، اگر در شرح، جز این عبارت و نیز لفظ مکرر در نهج البلاغه، «أصحابنا المعتزلة» نبود، آیا باز هم هیچ جای شک و تردید در عدم تشیع وی باقی میماند که برخی بر آن باور باشند. البته پس از خواندن دقیق متن شرح به این نتيجه خواهیم رسید که ابن ابی الحديد، چنان كه گذشت ـ در آغاز، گرایشی به تشيع داشت، ولی بازگشت و اعتزال را به عنوان مذهب برگزید و به دفاع از آن پرداخت. او، هرچند در اعتزالش متعصب نبود، اما در پارهای موارد، نسبت به شیعه با عناد برخورد کرده است.[٢]
كلام علوی در بلندای بلاغت، پس از کلام خدا و رسول
آنچه از نوشتههای بزرگان ادبیات عربی قدیم و جدید برمیآید، بیانگر اقرار همگان، از دوست و دشمن، به جایگاه ادبی کتاب ارجمند نهج البلاغه وکلام علی٧ است. او که در کارزار قلم و بیان نیز همچون دیگر میدانهای کمالات انسانی بیبدیل و یکتاست، چه خوش و بجا درباره خود فرمودهاند:
ینحدر عني السیل و لا یرقی إليّ الطير؛[٣]
چشمههای [فضایل و معارف] سرشار و سیلآسا، از دامنه کوه وجود من فرو میریزد، و پرنده [همتهای بلند] به قله شامخ من نمیرسد.[٤]
و به راستی کیست از بشر که بتواند این گونه، به حق، ادعا کند و تحدی طلبد؟ فرمود:
إنا لأمراء الكلام...؛[٥]
[١].شرح نهج البلاغة، ج١، مقدمة التحقیق، ص١٢.
[٢].فوات الوفیات، ج١، ص٢٤٦.
[٣]. دائرة المعارف الاسلامیة الکبری، ج٢، ص٣٠١.
[٤]. شرح نهج البلاغة، ج١، مقدمة التحقیق، ص١٣.
[٥]. البدایة والنهایة، ص٢٣٥.