علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٢٣٥ - نقد و بررسی روایات هاروت و ماروت
العلویات، تعلیقات علی کتاب المحصل والمحصول فخر الدین الرازی، الاعتبار علی کتاب الذریعة فی أصول الشریعة، الحواشی علی کتاب المفصل در علم نحو و از این دست نگاشتهها در علومی چون كلام، ادب، شعر، فقه و اصول.
دربارة عقیده و مذهب او باید گفت كه از کتابهای تاریخی برمیآید که وی در زادگاهش به مطالعه و بررسی مذاهب و نحلههای مختلف کلامی پرداخت و از آنجا كه مذهب بيشتر مردم آن سرزمین تشیع بود، از این رو، در ابتدا به شیوه و مسلک شیعیان گروید و قصايد معروفش، العلویات السبع، را به گونهای شیعهوار به نظم کشید.[١] بر این اساس است که برخی از مورخان، همچون ابن الکثیر، او را شیعی غالی قلمداد کردهاند.[٢]
آنچه پیداست، عدم تشیع اوست تا چه رسد به شیعه غالی، و مطالب شرحش بر نهج البلاغه هم، خود دال بر این است که ابن ابی الحدید، معتزلی معتدل است؛ گرچه گرایش وی به تشیع در روزگار جوانی در مدائن مسلّم است، اما پس از واکاوی و بررسی مذاهب كلامي به مذهب اعتزال روی آورد، و خود نیز در شرح نهج البلاغة، به صراحت، خود را معتزلی میخواند. فراتر از این، سید عبد الزهرا او را از دشمنان شیعه دانسته است. نيز گفتار علامه کاشف الغطاء در این باره بسی شگفت است که درباره شارح فرمود: «نعم المؤلف، لولا عناد المؤلف».
سید عبد الزهرا حسینی خطیب در مقام نتیجهگیری از این سخن علامه ميگويد:
در عبارت این پژوهشگر متتبع و آگاه با تأمل نظر کن تا دریابی کسانی که ابن ابي الحدید را به شیعه منتسب میدانند، در خطایی بس بزرگاند.[٣]
علاوه بر این، نگاشتهها و ردیههایی که علیه شارح و در نقض اقوال ضد شیعی او وجود دارد، مثل سلاسل الحدید و تقیید أهل التقلید، سلاسل الحدید في الرد علی ابن أبي الحدید و النقد السدید لشرح الخطبة الشقشقیة لابن أبي الحدید و ...، خود گواهی بر شیعه نبودن اوست.[٤]
برخی گفتهاند:
او در اصول معتزلی و در فروع شافعی است، برخی نیز مذهب او را بین تشیع و تسنن دانستهاند، تصریح خود ابن ابی الحدید در شرح نهج البلاغه مبنی بر اتفاق نظرش با جاحظ در عقیده ، باعث شد معتزلی جاحظی شناخته شود.[٥]
چه بسا همین امر، دو مصحح کتاب الفلك الدائر علی المثل السائر را بر آن داشته که به گاه اظهار نظر در مورد عقیده شارح بگویند: او معتزلی شیعی است![٦] با این همه، دلیلی موثقتر ومحکمتر از كتب و
[١]. همان، ج١٨، ص١٧٥ ـ ١٧٩.
[٢]. برای تفصیل بیشتر در این باره ر.ک: صیانة القرآن من التحریف، ص٢٢٩ ـ ٢٣١.
[٣]. برای تفصیل بیشتر در این باره ر.ک: المیزان، ج١٢، ص١٠٠ و ص٢٦٨ ـ ٢٧٠؛ ج١٧، ص١٢ ـ ١٣.
[٤]. برای نمونه ر.ک: وسائل الشیعة، ج١٨، ص٧٦ ـ ٨٢.
[٥]. سورۀ مؤمنون، آيۀ ١٤.
[٦]. فوات الوفیات، ج١، ص٢٤٦.