علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٢١٧ - نقد و بررسی روایات هاروت و ماروت
پنجه یا دو پادشاه در بابل بودهاند. مدعیان این نگرش برای توجیه مدعای خود با تصرف در قرائت مشهور، واژه «ملکین» در آیه مورد بحث را به کسر «لام» قرائت کردهاند.
ظاهراً نخستینبار، حسن بصری، از تابعان مفسر، این دیدگاه را مطرح کرد. او معتقد است که هاروت و ماروت هر دو از اهل بابل بودهاند.[١]
فخر رازی در بررسی آیه مورد بحث، تحت عنوان «المسألة الثانیة» چنین آورده است:
قرء الحسن «ملکین» بکسر اللام و هو مروی عن الضحاك و ابن عباس ثم اختلفوا، فقال الحسن: کانا علجین أقلفین ببابل یعلمان الناس السحر و قیل کانا رجلین صالحین من الملوك.[٢]
اگر ادعای انتساب فخر رازی صحیح باشد، افزون بر حسن بصری، ضحّاک و ابنعباس نیز بر این رأی هستند؛ هر چند در آرا و اقوال منسوب به ابنعباس باید تردید روا داشت.
از سوی دیگر، چنان که فخر رازی گفته است، قایلان به بشری بودن هاروت و ماروت خود بر دو نظر هستند: برخی آنان را دو مرد قوی ختنه ناکرده و برخی دو پادشاه صالح دانستهاند. این تردید، از ضعف این نظریه حکایت دارد.
٤. هاروت و ماروت از جنس اجنّه
از ابن حزم در کتاب الجامع نقل شده که مدعی است هاروت و ماروت از اجنّه بودهاند.[٣] گرچه استدلال یا شاهدی بر مدعای ابنحزم ارائه نشده، اما به نظر میرسد که این دیدگاه مبتنی بر همسانانگاری هاروت و ماروت با ماجرای ابلیس است و همانگونه که عصیان ابلیس و سرکشی او در برابر فرمان الهی به عصمت فرشتگان زیانی نمیزند، ماجرای هاروت و ماروت، با فرض جنّی دانستن آنان، نیز چنین است.
از نظر ما، همصدا با عموم صاحب نظران و همگام با قرائت مشهور قرآن ـ که «ملکین» با فتح لام خوانده شده ـ و نیز همصدا با روایات فراوان پیشگفته، تنها دیدگاه دوم ـ که هاروت و ماروت را فرشته میداند ـ قابل دفاع است.
با این فرض، باید به این پرسش اساسی پاسخ داد که فرشته بودن هاروت و ماروت، با روایات نقل شده پیشین ـ که به هاروت و ماروت لغزشهای بزرگ نسبت داده شده است ـ چگونه قابل جمع است؟
بررسی دیدگاههای مختلف در برخورد با روایات هاروت و ماروت
چنانکه گفته شد، کانون توجه در روایات هاروت و ماروت انتساب لغزشهای بزرگ به آنان از سویی و تعارض آن با عصمت فرشتگان از سوی دیگر است. پیداست طبق عموم روایات شیعه ـ که به استناد آنها اهل بیت: به شدت با روایات متداول میان عامه به مخالفت برخاستهاند ـ و نیز طبق ادعای شماری از
[١]. عیون اخبار الرضا ٧، ج٢، ص٢٤٥.
[٢]. علل الشرائع، ج٢، ص٢٤٣.
[٣]. الکافی، ج١، ص٢٣٧.«باب ما عند الائمة من سلاح رسول الله».