علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ١٢٩ - کارکردهای نقل روایات اهلسنّت در منابع شیعی
پذیرفته و هیچ دلیل شرعی بر آن وجود ندارد؛ ثانیاً، آیۀ دالّ بر حلیّت متعه[١] با آیات دیگر قرآن کریم و یا سنت نبوی نسخ نشده است؛ ثالثاً، متعه به عنوان سنت نبوی و صحابه و تابعان مطرح بوده است.[٢]
نمونۀ دیگر، کاربرد نقل روایات اهلسنّت در کنار احادیث شیعه، استفادۀ مجموعی از این احادیث در شمارش گناهان کبیره است. علامه طباطبايي پس از نقل روایاتی از منابع شیعی مینویسد:
روایات از طرق شیعه و سنى در شمار عدد کباير بسیار است، و در این بحث عدهاى از آنها از نظر خواننده مىگذرد، ... .[٣]
علامه، در ادامه، به نقل روایات شیعه و اهل تسنّن میپردازد. در میان این روایات، حدیثی از مجمع البیان به نقل از امام موسی کاظم٧ آمده است که علامه، پس از نقل آن و تذکر به وجود هممعنای آن در منابع اهلسنّت به نقل از ابن عباس، از آن دو نتیجۀ کلی اخذ میکند. ایشان در این باره مینویسد:
همانطور که دیدگاه پذیرفتۀ ما در معناى کبیره بود، گناه کبیره عبارت از آن گناهى است که با لحنى شدید از آن نهى شده باشد، و یا در نهى از آن اصرار و یا تهدید به آتش شده باشد، حال چه این که آن نهى در کتاب خداى تعالى باشد یا در سنت؛ هم چنان که این معنا در موارد استدلال امام صادق٧ به خوبى به چشم مىخورد، ... پس مراد از واجب کردن و تهدید نمودن، اعم است از اینکه تصریح به آن کرده باشد، و یا این وجوب و تهدید را به اشاره فهمانده باشد؛ چه این که در کلام خداى ـ عز و جل ـ آمده باشد و یا در کلام و حدیث رسول خدا٦.
و من گمان مىکنم حدیثى هم که در این باره از ابن عباس روایت شده، همین طور است؛ یعنى مراد ابن عباس از تهدید به آتش اعم از تصریح و تلویح و از قرآن و حدیث است. شاهد این معنا عبارتى است که در تفسیر طبرى از ابن عباس روایت شده است. آن عبارت، این است که مىگوید: کبایر عبارتاند از هر گناهى که خداى تعالى بیان حرمت آن را با مسألۀ آتش و غضب یا لعنت و یا عذاب ختم کرده باشد. باز از اینجا روشن مىشود آن روایتى که در تفسیر طبرى و غیر آن نقل شده که «هر چه خداى تعالى از آن نهى کرده کبیره است»، مخالف با این روایات در معناى کبیره نیست، بلکه خواسته است بگوید كه همه گناهان در مقایسه با حقارت انسان و عظمت پروردگارش کبیره است.
علامه سخن خود را چنین ادامه میدهد:
مطلب دومى که با این روایت روشن مىشود، آن است که اگر در بعضى از روایات گذشته و آینده کبیرهها منحصر در هشت و یا نه کبیره شده، نظیر بعضى از روایات نبویهاى که از طرق اهلسنّت نقل شده، و یا منحصر در بیست کبیره شده، نظیر این روایات و یا هفتاد نظیر روایاتى دیگر، همه به اعتبار اختلافى است که در بزرگى گناه است؛ هم چنان که در روایت مورد بحث دربارۀ شرک به خداى تعالى تعبیر به بزرگترین کبایر کرده بود. و در الدر المنثور است که بخارى، مسلم، ابوداود، نسایى و ابنابىحاتم از ابىهریره روایت کردهاند که گفت: رسول
[١]. مواهب الرحمن، ج١، ص١٩٥.
[٢]. المیزان، ج٢، ص٤٢٤.
[٣]. مقصود از تشکیل خانوادۀ حدیث، یافتن روایات مشابه، هممضمون و ناظر به یک موضوع محوری و نیز فهم نسبتهای آنها با یکدیگر برای کشف این معناست (روش فهم حدیث، ص١٥٢).