علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ١٢٧ - کارکردهای نقل روایات اهلسنّت در منابع شیعی
به عنوان نمونۀ دیگر، میتوان از تردید علامه طباطبايي در انتساب حدیثی به امام علی٧ با استفاده از روایات اهلسنّت یاد کرد. در منابع حدیثی اهلسنّت از آن حضرت نقل شده است که ازدواج با مادر زن، در صورتى که با دختر او نزدیکى صورت نگرفته باشد، اشکال ندارد؛ چرا که مادر زن به منزلۀ ربیبه، است و ربیبه چنانچه در دامن شوهر مادرش نباشد، ازدواج با او اشکال ندارد.[١] علامه، پس از آنکه روایات ائمه: را مخالف این معنا میداند، با استفاده از روایات اهلسنّت و نقل قضاوت آن حضرت دربارۀ مردی از بنیشمخ، در صدور این سخن از امام علی٧ تردید میکند. ایشان مینویسد که داستان قضاوت على٧ دربارۀ فتواى ابن مسعود، آن گونه که در الدر المنثور از سنن بیهقى و غیره آمده، آن بوده است که مردى از بنىشمخ با زنى ازدواج کرد، پیش از دخول به آن زن، مادر او را دیده و دلبستۀ او شد. نزد ابن مسعود رسید تا از او فتوا بگیرد که آیا مىتواند با مادرش ازدواج کند یا خیر؟ ابن مسعود دستور داد اول آن زن را طلاق دهد، سپس با مادر او ازدواج کند. او نیز چنین کرد، و از مادر زنش صاحب فرزندانى هم شد. پس از این ماجرا ابن مسعود به مدینه سفر نمود. در آنجا به او گفتند که فتوایت غلط بوده است. ابن مسعود هنگامی که به کوفه برگشت، به آن مرد گفت که زنت بر تو حرام است. و مرد از آن زن جدا شد. علامه عبارات خود را چنین ادامه میدهد:
[آن گونه که مشهود است،] در این روایت سخن را به على٧ نسبت نداده، بلکه تنها گفته است به او گفته شد، و در بعضى از روایات آمده ابن مسعود از اصحاب رسول خدا٦ پرسید، و در عبارتى آمده که از عمر حکم مسأله را پرسید، و در بعضى دیگر، مانند نقلى که ملاحظه کردید، آمده به او خبر دادند حکم مسأله آن طور نیست که او گفته، و شرط دخول مربوط به ربیبه است و اما در مادر زن هیچ شرطى نیست.[٢]
نقل روایات اهلسنّت در کنار احادیث شیعه و تشکیل روایت مستفیض،[٣] مشهور[٤] و یا متواتر،[٥] قرینههای دیگر در افزایش اطمینان به صدور حدیث است. واگویی کثرت نقلهای یک روایت در منابع شیعه و اهلسنّت نیز در این جریان بسیار کارآمد است.[٦]
[١]. الأمالی صدوق، ص٥٦، ح ١١؛ من لا یحضره الفقیه، ج٣، ص٥٧٤،ح ٤٩٦٣؛ الأمالی (طوسي)، ص٣٨٠، ح ٨١٥؛ مسند أحمد، ج٣، ص٢١٣؛سنن أبیداود، ج٢، ص٤٢٢، ح ٤٧٣٩؛ سنن الترمذی، ج٤، ص٤٥، ح ٢٥٥٢ و ٢٥٥٣.
[٢]. المیزان، ج١، ص١٧٥.
[٣]. همان، ج٢، ص٢٩٩.
[٤]. همان ص٤٢٦.
[٥]. أبوبصیر از امام صادق٧ نقل میکند: «علي٧ محدث بود، سلمان هم محدث بود». أبوبصیر ادامه میدهد که به آن حضرت عرضه داشتم: «نشانه محدث چیست»؟ فرمود: «این است که فرشته بر او نازل ميشود و مطلب را به دل او مياندازد که مثلاً چنین و چنان شده و یا چنین و چنان باید کرد» (بحار الأنوار، ج٢٢، ص٣٢٦، ح ٣١).
[٦]. المیزان، ج٣، ص٢٢٠. براي نمونههای دیگر ر.ك: آلاء الرحمن، ج٢، ص٦٦؛ مواهب الرحمن، ج١، ص١٥، ٢١، ٢٢، ١٧٧، ١٩٣، ٣٣٦، ٣٤٤، ٣٤٥؛ ج٣، ص٦٤، ٢٢٢، ٣٣٩؛ ج٦، ص٦٠ و ١٨٨؛ المیزان، ج١، ص٢٠، ١٧٥، ٢٤٠؛ ج٢، ص٢٥، ٣٢، ٣٥، ١٠٨، ٢٩٦، ٣٣٦، ٣٣٧ و ٣٣٨، ٣٧٨، ٣٨٠، ٤٢٥، ؛ ج٣، ص٧٤، ٧٥، ١١٩، ٢١٤، ٣٤٩، ٣٧٨ ؛ ج٤، ص٧١- ٧٣، ٩٠، ١٣٣، ٢٥١، ٤١٣ و ٤١٤؛ ج٦، ص١٦٥؛ ج١٤، ص٣٠٨؛ ج٢٠، ص٣٧١.