علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ١٣٠ - کارکردهای نقل روایات اهلسنّت در منابع شیعی
خدا٦ فرمود: «از هفت گناه کشنده اجتناب کنید»، اصحاب پرسیدند: «آن هفت گناه کدام است، یا رسول الله؟» پیامبر فرمود: «شرک به خدا، کشتن بناحق انسانى که خونش محترم است، سحر، ربا خوارى، خوردن مال یتیم، پشت کردن به لشگر دشمن در روز جنگ، و تهمت زنا به زنان مؤمن (بىگناه و از همه جا بىخبر) زدن».
در ادامه، علامه روایاتی دیگر از الدر المنثور در این معنا نقل میکند.[١]
نمونۀ دیگر، در استفادۀ مجموعی از روایات شیعه و اهلسنّت، ارائۀ معنایی روشنتر از آیۀ قرآن
کریم است. در تفسیر آیۀ ٨١ سورۀ مبارکۀ آلعمران صاحب مجمع البیان از امام على٧ روایت کرده است که خداى تعالى از انبیاى قبل از پیامبر ما، عهدی ستاند که به امتهاى خود خبر بعثت آن حضرت و علامتها و صفاتش را بدهند، و به آمدنش بشارت داده، دستور دهند که آن جناب را تصدیق کنند. همچنین در تفسیر الدر المنثور ذیل این آیۀ کریمه آمده است که ابنجریر از حضرت على٧ نقل میکند که از آدم تا کنون خداى تعالى هیچ پیغمبرى را مبعوث نکرد، مگر اینکه دربارۀ پیامبر٦ از او پیمان گرفت که اگر در زمان زندگى او این پیامبر بزرگ مبعوث شد، باید به او ایمان آورد و یاریش کند. و دستور داد که او نیز این پیمان را از امت خود بگیرد. آنگاه، امام٧ این آیه را خواند Gوَ إِذْ أَخَذَ الله مِیثاقَ النَّبِیینَ لَما آتَیتُکمْ مِنْ کتابٍ وَ حِکمَةٍF. علامه طباطبايي پس از نقل این دو روایت مینویسد:
و الروایتان تفسران الآیة بمجموع ما یدلّ علیه اللفظ و السیاق کما مرّ.[٢]
مواردی که گذشت، کارکرد نقل روایات تفسیری اهلسنّت را در فهم بهتر آیات و تکمیل معنای احادیث شیعی نشان میدهد. در میان تفاسیر شیعی میتوان مواردی را یافت که نقل احادیث اهلسنّت، موجب فهم بهتر و گاه کشف ناگفتههای روایات شیعی میشود؛ به عنوان مثال صاحب مجمع البیان روایتی را نقل میکند که شخصى از پیامبر اکرم٦ سؤال کرد که اگر وسعت بهشت به پهناى زمین و آسمانها، یعنى همه جهان است، پس جهنم در کجاست؟ آن حضرت در پاسخ فرمود: «سبحان اللَّه وقتى روز میآید شب کجاست»؟[٣] علامه طباطبايي پس از نقل این روایت مینویسد:
این روایت را سیوطى نیز در الدر المنثور از تنوخى روایت کرده است که هرقل در نامهای به رسول خدا٦ این سؤال را مطرح ساخت و آن حضرت نیز همین پاسخ را در جواب به او بیان داشت.[٤]
حال، با توجه به نقل سیوطی، میتوان شخص سؤال کننده در روایت مجمع البیان را ـ که به صورت مجهول از او یاد شده بود ـ آشکار ساخت که او همان هرقل پادشاه روم بوده است، مگر آنکه باور به تکرار صدور حدیث از پیامبر٦ وجود داشته باشد.
[١]. المیزان، ج٤، ص١٠- ١٥.
[٢]. همان، ج٩، ص٢٩١- ٢٩٤.
[٣]. همان، ج٤، ص٢٦٠. علامه طباطبايی پس از نقل روایت محمد بن کعب مینویسد که پیشتر روایاتي از طرق شیعه نقل شد که بر این داستان دلالت ميکرد.
[٤]. سوره نساء، آيه ٢٤.