علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ١٣٢ - کارکردهای نقل روایات اهلسنّت در منابع شیعی
الدر المنثور در سبب نزول این آیه که علامه طباطبايي نیز آن را نقل کرده است، معنای روایات شیعی را آشکارتر میسازد. سیوطی در این باره از ابن عباس نقل میکند که چند تن از صحابه، پس از امر به انفاق در راه خدا، نزد رسول خدا٦ آمده، عرضه داشتند که ما نمیدانیم این نفقهاى که مأمور شدهایم از اموالمان در راه خدا بدهیم چیست؟ ما باید چه چیزی انفاق نماییم؟ خداى تعالى این آیه را نازل کرد: Gوَ یسْئَلُونَک ما ذا ینْفِقُونَ قُلِ الْعَفْوَF. پیش از نزول این آیه، برخی از مسلمانان تا بدان حد انفاق مىکردند که حتى مختصرى که صدقه دهند و مالى که غذایى براى خود فراهم کنند، برایشان نمىماند.[١]
با توجه به نقل سیوطی، میتوان روایات شیعی را ـ که حد انفاق را اعتدال و میانه دانستهاند ـ بیش از گذشته درک کرد. در این احادیث، مورد خاصی برای انفاق تعیین نشده، بلکه سخن از گستره و کیفیت آن است که سطح انفاق باید آن گونه باشد که در توان فرد بوده، نه کم و نه زیاد باشد.
دانسته است که برخی احادیث روایت شده از ائمه: در تخطئه، نقد و گاه ردّ منقولات و باورهای عامۀ مسلمانان عصر خود، یعنی اهلسنّت، است. بیتردید، جستجو برای یافتن این قبیل روایات و باورهای مستند به احادیث اهلسنّت، مسیر فهم بهتر و درک عمیقتر احادیث ائمه طاهرین: را هموار میسازد.
به عنوان نمونه، در تفسیر العیاشی آمده است که از یکى از دو امام باقر و یا صادق٨ سؤال شد که چگونه خداوند متعال حضرت آدم٧ را به فراموشى مؤاخذه کرد؛ حال آنکه فراموشى گناه انگاشته نمیشود؟ امام٧ در پاسخ فرمود:
آدم فراموش نکرد، و چگونه فراموش کرد، در حالی که ابلیس او را متذکّر شده و گفت: پروردگارتان شما را از این درخت نهى نکرده، مگر براى اینکه دو فرشته و جاودان در بهشت نشوید؟[٢]
علامه طباطبايي، پس از نقل حدیث فوق مینویسد:
سؤال راوی از امام٧ مطابق با دیدگاه کسى است که نسیان در آیه را به معناى حقیقی آن میداند.
ایشان، در ادامه، با نقل حدیثی از الدر المنثور نشان میدهد که در روایتی دیدگاه مذکور از ابن عباس نقل شده است.[٣]
به عنوان نمونه، از امام صادق٧ روایتی نقل شده است که آن حضرت فقیهانی را که گفتنِ Gبِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِF را بدعت قلمداد مینمودند، لعن نموده است:
این مردم را چه میشود؟ خدا آنان را بکشد! به بزرگترین آیه از آیات خدا پرداخته و پنداشتند که گفتن آن آیه بدعت است.[٤]
[١]. این پاسخ معارضه به مثل است و کنایه از آن دارد که خدایي که قادر است شب را هر گاه و هر جا بخواهد بیاورد، همو قادر است جهنم را هر مکان که بخواهد و هر زمان که اراده کند بیافریند و بیاورد.
[٢]. المیزان، ج٤، ص٢٢.
[٣]. تهذیب الأحکام، ج٧، ص٤٦٣، ح ١٨٥٦؛ الكافي، ج٥، ص٥٥٦، ح ٨.
[٤]. المیزان، ج٤، ص٢٨٥.