علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ١٢٥ - کارکردهای نقل روایات اهلسنّت در منابع شیعی
حافظ رجب بُرسی (زنده در ٨١٣ق) نیز در کتاب خمس مائة آیة نزلت فی فضل علی ٧ در مواردی از روایات اهلسنّت استفاده کرده است. از میان اندیشوران معاصر نیز میتوان از آثاری همچون آیات الولایة در فضائل امیرالمؤمنین علی ٧، تألیف سید کاظم ارفع، آیات ولایت در قرآن نگاشتۀ آیة الله مکارم شیرازی، علي فی القرآن اثر سید صادق شیرازی و همچنین نصوص القرآن فی أمناء الرحمن تألیف سید قاسم هجر یاد کرد که روایات متعددی به نقل از منابع اهلسنّت در آنها قابل مشاهده است.
شایستۀ ذکر است که مفسّران شیعی، ذیل تمام آیاتی که در روایاتْ نزول آنها دربارۀ اهلبیت: اشاره شده است، به نقل احادیث اهلسنّت پرداختهاند. در اینجا تنها به ذکر چند نمونه از روایات نقل شده از طرق اهلسنّت در تفاسیر شیعه اکتفا میکنیم. علامه طباطبايي نزول آیات ١٩ الی ٢٢ سورۀ مبارکۀ الرحمن را در شأن اهلبیت از رویات اهلسنّت استفاده میکند:
و در الدر المنثور است که: ابن مردویه از ابن عباس نقل کرده است که در تفسیر آیۀ Gمَرَجَ الْبَحْرَینِ یلْتَقِیانِF گفته: منظور از دو دریا على و فاطمه است، و منظور از برزخ و حايل میان آن دو رسول خدا٦ است، و در تفسیر آیۀ Gیَخْرُجُ مِنْهُمَا اللُّؤْلُؤُ وَ الْمَرْجانُF گفته است: منظور از لؤلؤ و مرجان حسن و حسین است.[١]
علامه در ادامه مینویسد که نظیر این حدیث را الدر المنثور از ابن مردویه از انس بن مالک و نیز صاحب مجمع البیان از سلمان فارسى و سعید بن جبیر و سفیان ثورى روایت کردهاند.
نزول آیات تبلیغ،[٢] اکمال،[٣] ولایت،[٤] أولیالأمر،[٥] صادقین،[٦] تطهیر،[٧] مودّت،[٨] مباهله،[٩]لیلة المبیت[١٠] و إنذار[١١] و همچنین آیات سورۀ مبارکۀ دهر[١٢] در شأن اهلبیت: مشهور میان روایات است
[١]. المیزان، ج١، ص٢٤٩.
[٢]. به عنوان نمونه ر.ك: ج٧، ص٣٢٠. به نقل از دراسات فی منهاج السنة، ص٢٥٦.
[٣]. نفحات الأزهار، ج٦، ص٢٨٦.
[٤]. المعجم الکبیر، ج١١، ص٢١٠ و ٢١١؛ كنز العمال، ج١٣، ص١٠٨، ح ٣٦٣٥٣؛تاريخ مدينة دمشق، ج٤٢، ص٣٦٣؛ تفسير العياشي، ج١، ص٢٨٩، ح ٧؛ تفسیر فرات الکوفی، ص٤٨، ح ٤؛ المیزان، ج٥، ص١٨٨.
[٥]. شواهد التنزيل، ج١، ص٥٢؛ البدایة والنهایة، ج٧، ص٣٩٥؛ نظیر این روایت از تاريخ مدينة دمشق، ج٤٢، ص٣٦٣.
[٦]. تاریخ بغداد، ج٦، ص٢١٩، ح ٣٢٧٥؛ البدایة والنهایة، ج٧، ص٣٩٥؛ ينابيع المودة، ج١، ص٣٧٧، ح ١٥ و ج٢، ص٤٠٦،ح ٧٤؛ السیرة الحلبی، ج٢، ص٤٧٤.
[٧]. المیزان، ج١٩، ص١٠٣؛ براي موارد دیگر ر.ك: همان، ج٣، ص٢١٤ و ٢١٥؛ ج٤، ص٢٤، ٣٨٤.
[٨]. سوره مائده، آيه ٦٧. به عنوان نمونه ر.ک: مجمع البیان، ج٣، ص٣٤٤؛تفسیر الصافی، ج٢، ص٥١ و ٥٢؛ المیزان، ج٥، ص١٩٢- ٢٠١؛ من وحي القرآن، ج٨، ص٢٦٠ ـ ٢٦٣؛ روض الجنان، ج٧، ص٦٢- ٧٥.
[٩]. سوره مائده، آيه ٣. به عنوان نمونه ر.ك: البرهان، ج٢، ص٢٤٣ و ٢٤٤، ح ٢٩١٩- ٢٩٢٢ و ص٣٣٩؛ المیزان، ج٥، ص١٩٢- ٢٠١؛ من وحي القرآن، ج٨، ص٤٦ و ٤٧.
[١٠]. سوره مائده، آيه ٥٥. به عنوان نمونه ر.ك: التبیان، ج٣، ص٥٥٨ و ٥٥٩؛ مجمع البیان، ج٣، ص٣٢٥؛، البرهان، ج٢، ص٣٢٤- ٣٢٦؛ من وحي القرآن، ج٨، ص٢٢٧ و ٢٢٨؛ المیزان، ج٥، ص٢٩٠ و ج٦، ص٢١- ٢٥.
[١١]. سوره نساء، آيه ٥٩. به عنوان نمونه ر.ك: روض الجنان، ج٥، ص٤٠٨ و ٤٠٩؛ التبیان، ج٣، ص٢٣٦؛ المیزان، ج٤، ص٣٨٨- ٣٩٣.
[١٢]. سوره توبه، آيه ١١٩. به عنوان نمونه ر.ك: البرهان، ج٢، ص٨٦٥؛ المیزان، ج٩، ص٤٠٨.