حکمتها و اندرزها ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤١ - ایمان و عمل صالح
پریشان و نامنظم داشته باشد و تمام جهان را مانند افکار و احساسات خود آشفته و بینظم و بیحساب فرض کند. در درجه دوم، آن امری که مورد ایمان انسان است خوب است مقدس و عالی باشد که آدمی شایسته بداند در مقابل او خضوع کند و به خاطر او فداکاری و جانفشانی نماید، و به عبارت دیگر خوب است که انسان در این دنیا عقیده و مسلکی داشته باشد و همیشه از آن عقیده و مسلک پیروی نماید، مزوّر و مذبذب نباشد، ولی هر عقیده و مسلکی مقدس نیست و شایستگی از خودگذشتگی ندارد، بسیاری از عقاید و مسالک از حدود منفعت پرستی و خودپرستی تجاوز نمیکند. بدیهی است عقیدهای که ریشه و اساسش خودپرستی است و بر محور کامرانی میچرخد، شایستگی ندارد که بشر در راه آن خود را فانی کند. فانی شدن در راه چنین عقیدهها و مسلکها مبنی بر هیچ منطقی نیست و دور از عقل و خرد است. آن عقیده و مسلکی شایسته جهاد و فداکاری است که فوق منافع مادی افراد باشد. در درجه سوم، باید امری که مورد علاقه و عقیده و ایمان انسان قرار میگیرد مافوق همه مقدسات و همه امور عالی و شریف باشد به طوری که ایمان به او شامل ایمان به همه حقایق بوده باشد.
حکمای الهی قاعدهای را به ثبوت رسانیدهاند و آن اینکه «ذات یگانه، جمیع حقایق را در بر دارد». ایمان به ذات یگانه نیز اگر خالص و عارفانه باشد ایمان به همه حقایق را در بر دارد، چون تمام حقایق منبعث از ذات اوست، تمام اصلهایی که در این جهان هست از ذات پاک او سرچشمه میگیرد. قرآن کریم تعبیری دارد که میفرماید: بگو حق از خداست .قرآن نمیگوید حق با خداست، میگوید حق از خداست. خداوند بالاتر است از اینکه بگوییم حق با او و او با حق است؛ او ذاتی است که همه حقها از ذات او منبعث میشود. ایمانی که در قرآن مکرر ذکر شده یعنی ایمان به خدا، یعنی ایمان به علم و حکمت و قدرت و نظام و