حکمتها و اندرزها ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٤ - راه سعادت
کنند و ایمان و علاقه به معنویت داشته باشند ما آنها را زنده میکنیم و از مردگی خارج میسازیم، آن وقت میفهمند که معنای زندگی و خوشی و سعادت چیست، آن وقت میفهمند که زندگی بی معنا و بیهدف نیست، میفهمند سعادت واقعیت دارد، میفهمند که میشود در این دنیا طوری زندگی کرد که کدورتی از رنج و ناراحتی وجود نداشته باشد. پیغمبران الهی آمدهاند که به ما راه زندگی و به تعبیر دیگر درِ ورودی زندگی و خوشبختی را نشان دهند، آمدهاند که به بشر بفهمانند که بدی و بدکاری و هوسبازی و دروغ و خیانت و منفعت پرستی و کینه توزی و خودپرستی راه ورودی زندگی و طریق رسیدن به سعادت و آرامش و رضایت خاطر نیست؛ در ورودی زندگی و خوشبختی، نیکی و نیکوکاری، راستی و درستی و استحکام اخلاقی و خیرخواهی و مهربانی است؛ تنها ایمان و اعتقاد به معنویات و سپس نیکوکاری بر اساس آن اعتقادات مقدس است که قلب را آرام و رضایت خاطر را تأمین میکند و سعادت را میسر میسازد.
در حدیث است که: «خداوند خوشی و آسایش را در دو چیز قرار داده: یقین و رضایت خاطر، و ناراحتی و رنج را در دو چیز دیگر قرار داده: تردید و خشم».
«یقین» همان ایمان محکم و پابرجاست به اینکه جهان مدبّری دارد حکیم و آنچه انبیا به عنوان بشارت و انذار گفتهاند (یعنی نسبت به نیکوکاری نوید دادهاند و نسبت به بدکاری اعلام خطر کردهاند) همه راست و درست است و دیر یا زود واقع میگردد؛ هرکسی به عمل خویش میرسد، تمام اعمال خود را از نیک و از بد، بزرگ یا کوچک خواهد دید و به آن خواهد رسید. و اما «رضایت خاطر» یعنی خوشوقت بودن و خشنود بودن از اینکه عمل خویش را آنطور انجام داده که ناموس عالَم حکم میکرده است؛ وجدانش راضی است که به وظایف خود عمل کرده است و دَین خود را نسبت به خلق خدا ادا کرده